p
parasto ۱۲ سال پیش
جوک

خواهر زادم(ایدا)از اون گودزیلاهاییه که نگو و نپرس
کنارم نشسته بود منم اونروز از صبح اعصاب نداشتم هی سوال میپرسید و اذیت میکرد تا این که یه دونه زدم پشتشو گفتم بدو برو ببینم بچه
اومده جلوم با یه قیافه طلب کارانه
ایدا: زود باش پول بده
من:شلوغ کردی پولم میخوای؟پول چی بدم بهت؟
ایدا:تو منو زدی باید پولشو بدی زود باش بده
اینا از 5سالگی دارن دییه میگیرن خدا بهمون رحم کنه بزرگ شه چی میشه
هیچی دیگه پول نداشتم بهش بدم به جاش اومد غافلگیرانه زد رفت
بعدشم میگه دیگه تکرار نکن وگرنه محکم تر میزنمت الان چون دوست دارم اروم زد�

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.