د
دخمل شمالی...آمل ۱۲ سال پیش
جوک

امروز رفته بودیم قلم چی باید دسته جمعی پسرا و دخترا عکس میگرفتیم...پشتیبان بدبخت باکلی زحمت همه رو ب ترتیب قد مرتب کرده بود... یدفعه میون 30 نفر دختره بلند گفت: اه چرا اینقدر زیادیم حالا فامیلامون چی جوری منو بین این همه تو عکس پیدا کنن!!!!!!!(چاره داشت بقرعان گریه میکرد) پسره: هیسسس الان ساکت کارمون تموم شد ب پشتیبان میگم ازمن و تو جدا کنار گل سرخا عکس بگیره ینی عین بمب منفجر شدیم یکی یکی از پله ها پرت میشدیم پایین دختره عقده ای آبروی هرچی دخترو برد لایک: واقعا!

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.