جاتون خالی نباشه
رفته بودیم مهمونی صابخونه هم جهت خالی نبودن عریضه(ادبیاتم کف پاتون)اهنگ گزاشته بود
تا مهموناهم میرفتن جو بگیرن برقصن یه دفعه ظبط ایست میکرد چند دقیقه طول میکشید
تا دوباره بخونه
اقا سرتونو درد نیار�
کلن مهمونا خسته و هرکاری میکردن ظبط درست نمیشد
اخرسر مادربزرگم اومد یه دکمه رو ظبط زد این ظبط شروع به خوندن کرد
خودشم رفت وسط
مهمونا @@
بازم مهمونا!!@@!!
ظبط=_=_=__
مادربزرگ 2014
چی فکر کردین