یه بار خالم اینا، مامان بزرگمو (خدا بیامرزش)روز جمعه برده بودن خونه خودشون، بعدش همه اهالی منزل رفته بودن کلاس یوگا و مامان بزرگم خونه تنها بوده.خالمم واسه اینکه حوصله مامان بزرگم سر نره، تلویزیون رو روشن می کنه و میرن.اون موقع برنامه فیتیله جمعه قبل از ظهرها پخش می شد. عموهای فیتیله ای توی تلویزیون داشتن به بچه ها می گفتن که امروز جمعه ست، برید به پدربزرگا و مادربزرگاتون که توی خونه تنها هستن سر بزنید.
مامان بزرگ منم بیچاره ترسیده بوده پامیشه میاد توی حیاط.خالم می گفت تا ما رو دید داد زد که شما کجایید؟ سه تا مرد گنده داخل بودن می گفتن بریم سراغ پدربزرگ ها و مادربزرگهایی که تنها هستن.
دیگه قیافه اعضای خانواده خالم دیدنی بوده :))))

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.