قبلاً در مورد خالم که باهاتون صحبت کرده بودم،سوتی زیر برگرفته از کتاب "بمب سوتی فامیل" جلد دوم صفحه 5 می باشد:
جونم براتون بگه که خالم "بمب سوتی فامیل"به همراه اون یکی خالم و دامادشون می رفتن مشهد.خالم می خواسته بخوابه،قبل از خوابیدن هم می پرسه تا مشهد چقد مونده؟ داماد خالم (آقا رامین)هم بهش میگه: " 3 ساعت مونده، شما بخواب هنوز نرسیدیم" هنوز یک ساعت از خوابیدن خالم نگذشته بوده که یهو از خواب می پره (گیچ و منگ)می گه" اِ اِ اِ اِ اِ اِ رسیدیم؟!!! چقد زود سه ساعت شد!!!"
آقا رامین: :-ooooooo
اون یکی خالم: اِ اِ اِوا خواهر چی میگی؟
تابلو مشهد 3 ساعت مانده: :-/:-/:-/:-/
تازه بعد از کلی تعجب از جانب آقا رامین و اون یکی خالم و نگاه به اطراف جاده متوجه میشن که سمت راست جاده یه مرغداری بوده، زیر این طاق های مرغ داری هم چراغ های سبز و آبی و زرد و قرمز زده بودن، خالم فکر کره رسیدن مشهد، بندۀ خدا....
اینم خالۀ سوتی دهندست ما داریم؟ فداش بش�
حالا جالب اینجاست که خالم و دامادش داشتن از خنده جاده رو گاز می زدن و به سمت مشهد می رفتن که یهو برمی گردن می بینن خالم بعد از این سوتی گرانقدر دوباره به خواب عمیقی فرو رفته
ولی خدایی این حالت بین خواب و بیداری، من کجام، اینجا کجاست، چه زود رسیدیم، چرا دیر می گذره، واسه هیچ بندۀ خوب خدا در حین مسافرت پیش نیاد، مخصوصاً اگه با اتوبوس باشی و تنها(احتمال اشتباه سوار شدن رو که دیگه نگوووووووو)

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.