یه بار من و خواهرهای گرام طی یه جلسۀ خانوادگی داشتیم صحبت می کردیم که خواهر بزرگم به یکی دیگه از خواهرام گفت(به نقل از خودش): "یه بار دَنِتِ مرغ درست کرده بودی، خیلی خوشمزه شده بود، دستورشو بده واسه بچه ها درست کنم."
من و خواهرهای دیگم همه هَنگ کرده بودیم که دَنِت (دسر با طعم های مختلف) می تونه چه ربطی به مرغ داشته باشه که طی یک عملیات رمزگشایی متوجه شدیم که منظور خواهر من ناگِتِ مرغ بوده. ما هنوز از دل درد خندیدن این فاجعه بیرون نیومده بودیم که خواهر کوچیکم برگشت گفت(باز به نقل از خودش): "ناگت که همون نونِ ساندویچیه، شما دیگههههههه کی هستین!!!"
آقا ما رو می گی؟ مثل روغن متلاشی زمین بودیم داشتیم می خندیدم حالا از زور خنده نمی شد بگیم خواهر من (مجیده دلبندم) اون که شما می گی باگِتِ، باگتتتتتتتتت !!!! :)))))))