یه بار من و خواهرهای گرام طی یه جلسۀ خانوادگی داشتیم صحبت می کردیم که خواهر بزرگم به یکی دیگه از خواهرام گفت(به نقل از خودش): "یه بار دَنِتِ مرغ درست کرده بودی، خیلی خوشمزه شده بود، دستورشو بده واسه بچه ها درست کنم."
من و خواهرهای دیگم همه هَنگ کرده بودیم که دَنِت (دسر با طعم های مختلف) می تونه چه ربطی به مرغ داشته باشه که طی یک عملیات رمزگشایی متوجه شدیم که منظور خواهر من ناگِتِ مرغ بوده. ما هنوز از دل درد خندیدن این فاجعه بیرون نیومده بودیم که خواهر کوچیکم برگشت گفت(باز به نقل از خودش): "ناگت که همون نونِ ساندویچیه، شما دیگههههههه کی هستین!!!"
آقا ما رو می گی؟ مثل روغن متلاشی زمین بودیم داشتیم می خندیدم حالا از زور خنده نمی شد بگیم خواهر من (مجیده دلبندم) اون که شما می گی باگِتِ، باگتتتتتتتتت !!!! :)))))))

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.