***786***
چن روز پيش تو خونه نشسته بودي يه بحث افتاد منم برگشتم گفتم شما حميدو(داداشم) بيشتر از من دوس دارين من ديگه بايد برم دنبال بابا مامان واقعيم بگرد�
مامانمم گفت آره برو برو بگرد ما كه تورو از مهاجراي افغاني گرفتيم برو افغانستان پيداشون كن منم ديگه هيچي نگفتم و ساكت شدم
بعد يه پنج دقيقه بحث به كلمات منسوخ شده (سواتو داشتي)رسيد منم گفتم ببينين در قديم مي گفتن "ميرم گرمابه تا شوخ از تن خويش باز كنم"
بابامم نه برداشت نه گذاشت گفت حالا ما گفتيم تو رو از مهاجراي افغان خريديم نگفتيم كه تو با لهجه اونا رو تقليد كن كه!!!
من ديگه حرفي ندارم كه بگم 0-o
اونايي كه بابا ماماناشونو پيدا كردن راه حل بدن شايد ما هم بتونينم پيداشون كنيم :|