پسر داییم رو به جرم تنظیم دیش دستگیر کردن .
بعد توی پاسگاه ، هزارتا قسم میخوره که بابا اشتباه گرفتین .
در این حین تلفنش زنگ میخوره ، و افسر پلیس گوشی رو از پسر داییم میگیره و میزنه روی بلند گو ، ناگهان صدایی از آن طرف خط می آید :
اللللو ، علی رضو ( علیرضا ) یه چند تا دیش برا بچه ها کوچه میخوام تنظیم کنی .
هیچی دیگه ، بقیه اش رو خودتون حدس بزنید .