يه بارم با دختر عموم كه 30 سالشه رفتيم اداره بازنشستگان كه فيش حقوقي عموم رو بگيريم .
تو اون اتاق چند نفر كار ميكردن يكيشون ناظم 3سال پيشمون بود سلام دادم نشستم كه فيش رو بدن ؛ بعد چند لحظه اين بنده خدا ناظممون كامپيوترو درب داغون كرد همچين هنگش كرد كه 3 نفر 10 دقيقه روش بودن درستش كنن بعد يكم خنديدن خخخخخ بنده ريستارتش كردم درس شد.
يكي ديگه از كارمندا بود كه از وقتي رفتيم دنبال يه چي ميگشت ؛بعد يكي پرسيد دنبال چي ميگرده و ايشون گفت : اي بابا دارم دنبالجتول سال پيش ميگردم .
عاغا يني اين كه نگفت جتول !ديگه پوكيده بوديم اَ خنده دختر عموي نامردم با چادر روشو پوشوند داشت ميخنديد من بيچاره هم زدم بيرون ديگه نتونستم تو بمونم.
بله يه همچين آدماي با سواتي داريم