h
hamoon ۱۲ سال پیش
جوک

ازسر کاراومدم گشنه تشنه به مامانم زنگ زدم میگم:مامانی غذای منو داغ کن که اومدم. برگشت اس دادا خاخون مامان بپر بیا خونه ی خاله پری ازصب اینجا تلپیم راستی یوقت سوتی ندیا من گفتم حالم بده توام بگو ازدیشب حالم بدبوده.رفتم دیدم آخشون قرمه سبزییییی! حالاشبشم قراره خونواده جمع شیمخالم داشت آش میذاشت...خالم:گوسفندتوکه میبینی حال مامانت بده چرانبردیش دکتر؟ منم که پیام مامانم یادم رفته,؛گفتم کی؟مامانم؟ اون که دیشپ باآهنگ خوشگلا بایدبرقصن بود... مامانم:(همیشه وقتی میخوادبگه پدرتودرمیارم ولی نمیتونه کف دستشو بشکون میگیره) هیچی بشقابوروهوا ول کردم گفتم وای مامان ینی دیشب الکی صدای آهنگو زیادکردی صدای ضجه هاتو از درد نشنویم؟ این به خیرگذشته منو مامانمم داریم با تله پاتی دهن همو آسفالت میکنیم....خالم به آبجیم میگه زهرا خاله پاشو تشتو بده. خواهر فرارمغزمنم بلند شده رفته 2ساعت تو یخچالو میبینه میگه خاله نیس بخدااااااااا...من:|: مامانم[:(خالم بچه نداره)پروانه بیا این2تا مال خودت یه تومنم روش میدم بردار این دوتا رو ازمن دور کن به مننننننننننننن چههههههههههه خب؟ بیایدمنو به فرزندی بقبولونید تورا به غرعان مجیددددددددد

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.