ازسر کاراومدم گشنه تشنه به مامانم زنگ زدم میگم:مامانی غذای منو داغ کن که اومدم. برگشت اس دادا خاخون مامان بپر بیا خونه ی خاله پری ازصب اینجا تلپیم راستی یوقت سوتی ندیا من گفتم حالم بده توام بگو ازدیشب حالم بدبوده.رفتم دیدم آخشون قرمه سبزییییی! حالاشبشم قراره خونواده جمع شیمخالم داشت آش میذاشت...خالم:گوسفندتوکه میبینی حال مامانت بده چرانبردیش دکتر؟ منم که پیام مامانم یادم رفته,؛گفتم کی؟مامانم؟ اون که دیشپ باآهنگ خوشگلا بایدبرقصن بود... مامانم:(همیشه وقتی میخوادبگه پدرتودرمیارم ولی نمیتونه کف دستشو بشکون میگیره) هیچی بشقابوروهوا ول کردم گفتم وای مامان ینی دیشب الکی صدای آهنگو زیادکردی صدای ضجه هاتو از درد نشنویم؟ این به خیرگذشته منو مامانمم داریم با تله پاتی دهن همو آسفالت میکنیم....خالم به آبجیم میگه زهرا خاله پاشو تشتو بده. خواهر فرارمغزمنم بلند شده رفته 2ساعت تو یخچالو میبینه میگه خاله نیس بخدااااااااا...من:|: مامانم[:(خالم بچه نداره)پروانه بیا این2تا مال خودت یه تومنم روش میدم بردار این دوتا رو ازمن دور کن به مننننننننننننن چههههههههههه خب؟ بیایدمنو به فرزندی بقبولونید تورا به غرعان مجیددددددددد