س
سامان20 ۱۲ سال پیش
جوک

بروبچ از خودم تعریف نمیکنم خیلی بچه باحال و در عین حال ساکت ماکتیم(البته تو فامیل معروف شدم به این صفت)،
قبلنا سر منم میزدی بازار نمیرفتم یه بار خواستم با مامانم بریم بلوز بخریم همین که از جلو مغازه ها رد میشدیم یه گروه 3تایی دختر میگذشتن حالا ، اد جلو مامانم برگشته به دوستش میگه:إ ببین سامانه!!!
بعد من!!!!
مامانم که اصلا قیافش به نوشتن و تصویر نمیاد
من بدبختم که نه اونارو میشناختم نه هیچ دختر دیگه ای رو
مامانم:اونا چطور تورو میشناختن هان؟
من:مامان جون نه اینکه شهر کوچیکیه ،منم که بچه درس خون معروف شدم
مامان : =|
من بازهم تو هنگم چطور منو میشناخت (به جان خودم مخاطب که هیچ شنونده هم نداشتم و ندارم )

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.