دانشگاه يه جاي دور قبول شدم موقع رفتن داداشم ميگه ميري از دستت راحت ميشيم...(تازه همه تايد كردن)
منم در حالت افسردگي خدا حافظي كردم و رفت�
چند روز بعد زنگ زده منم انقدر خوشحال شدم كه نگو باورتون نميشه برگشته ميگه :نيستي خونه خلوت شده ديگه من شبا بيام با كي دعوا كنم