امروز صبح چندتا بچه مدرسه اي لوووووووووووووس ديدم مرتب و شاد و شنگول داشتن ميرفتن مدرسه ، اصلا داشت حالم بهم ميخوردا !!!
يادش بخير ما(دهه شصتيا) مثل روح هاي سرگردان تو خيابونا وول ميخورديم تا برسيم مدرسه ( دمه اونايي كه هميشه دير ميرسيدن دااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااغ :)
حالا زنگ اول........... بوي "دهن" ، لامصب الانم مزش زير دندونمه !
زنگ وسط ............. همه شاد و شنگول(بيچاره معلمي كه اين زنگ كلاس داشت )
زنگ آخر .......... همه گرسنه و خماااااااااار و مشنگ
زنگ خونه هم كه زده ميشد دو با مانع هاي خطرناك داشتيم تا خونه :))
هاراي روزگار ...