کاش میشد که یه بارم که شده اسم خودمو صدا کنن، اخه خانواده ی گرامی منو این گونه خطاب قرار میدن:
مَری، ماری، مارگُل، مرجان، مرمر، مژگان و...
تازه اینا خوبه، گاهی از روی محبت اسم میوه روم میذارن:
گلابی، انار، سیب، پرتقال، هلوی بابا، شلیل مامان، شفتالو و خیلی چیزای دیگه که اصن روم نمیشه بگم!
شما هم از این معضلات تو خونتون دارین؟
نکته ی کنکوری این جاست که نام شفیق بنده که کم کم داره یادم میره، مریم هستش!