!
!!!جاستین السطنه!!! ۱۳ سال پیش
جوک

چن وقت پیشا مامانم و دوستای دبیرستانش به یاد قدیما یه مهمونی گرفته بودن که دوباره دور هم جمع بشن مامانم وقتی که اومد تو خونه مستقیم نشست سر سفره و گف:
اه من چقدر عقب افتاده ام. ..
همه دوستام نوه و نتیجه دارن و من هیچی..
و گف:عباس خاک تو سرت!!!(عباس بابامه)!!
بابامم گف میدونستم از وقتی که دبیرستان جبار باغچه بان میرفتی!
ولی من با همین عقب افتادگیت دوست داشتم!!
!مامانم اول بار نفهمید ولی وقتی فهمچنان نواخت پشت سر بابام که بد بخت پخش سفره شد!!
منم که اینقدر خندیدم قاشوق رف تو حلقم

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۵ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.