جایه شوما خالی چن وقته پیش عروسی پسر عمم بود(ایشالله قسمت لیته هایه سایت هم بشه!!)
آغا ما وایساده بودیم که ماشین عروس بیاد که یهو یه صدایی اومد و من دیگه چیزی نفهمیدم بعده دو ساعت خودمو تو بیمارستان دیدم میگم چی شده؟
آبجیه گودزیلام میگه خاک تو سرت آبرومونو بردی!!
میگم چرا؟؟
میگه با بچه ها گفتیم بخندیم سه تا کپسولی رو بهم بستیم و رو شن کردیم اینداختیم کنار گوشت ترکید تو هم قش کردی!!
و گف خاک تو سرت و رفت!!
الان من چی بگم؟؟
نمردم خیلی سگ جونم!
لایک:راس میگه تو خیلی ترسویی!!
لایک:داداش شنواییت رو چک کن فک کنم کر شده باشی!!