دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

فانتزی من اینه

  243825

nikan
فانتزی من اینه که برم خارج بشینم پیش هیو جکمن بش بگم پنجهات کو ؟ یهو پنجه هاشو در بیاره منو بکشه :-
بی مزه هم خودتونید :-)

  243789

يكي از فانتزي من اينه


وقتي دارم مي ميرم به نوه هام بگم ده ميليارد زيره ..... بعد مي ميرم اي حال ميده

  243769

یکی از فانتزیام اینه که اسم خواهرم سحر باشه بعد تو ماه رمضون صداش کنم:سحر،سحره؛تا سحره پاشو سحری بخور سحر


تقدیم به همه سحرای خوب تو دنیا
^_^
*_*
:-)

  243321

یکی از فانتزیام اینه که یه موجود فضایی منو نیش بزنه بعد قابلیت تله پورت شدنش به من منتقل شه که بتونم از اینور دنیا بپرم اون سر دنیا مخفیانه برم توکاخ سفید ترامپ رو با RPG7 بترکونم(البته تتلو تو اولویت قرار داره)بعدش بیام پراید عباس مستقیم رو بردارم با سرعت 160کیلومتر درساعت تحت زاویه 37درجه تو افق محو بشم.

  242960

یکی از فانتزی های دوران نوجوانیم اینه که(الکی مثلا من عباس مستقیمم) در حالی که دارم تو پارک راه میرم یهو یه کیسه زباله وسط پارک ببینم و روحیه ی محیط زیست دوستانه ام گل کنه و تصمیم بگیرم بلندش کنم اما نتونم چون ببینم سنگینه اون وقت بازش کنم ببینم توش یچیزی برق میزنه (فکر میکنم الماسه) که دستمو میکنم توش و میبینم بععععععععععله اون چیز براق شیشه خورده بود و دستم از پلاستیک در میارم میبینم بین اون همه شیشه خورده دستم قطع شده :|
هیچی دیگه اون قسمت دستمم بر میدارم و در حالی که ضایع شدم میرم بیمارستان ×-×

  242630

فانتزی من اینه که یه روزی بیاد از آمپول نترسم مثل آدم هرجام درد کرد برم دکتر
خخخخخخخخخخ

  242592

یکی ازفانتزیام اینه که.
.
.
.
.
.
.یه بار کلیه مقاطع تحصیلی تعطیل بشند به جز ابتدایی..آخ آخ که چه کیفی میده:)

  242545

یکی از فانتزیام اینکه یروز برا امتحان مثل خر درس نخونم و نمرم کمتر از هیفده هیژده بشه
لایک:گه نخور بچه شلپس (شلپز یا هرچی دیگه)????????????????
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ایوای یادم رفت بگم فانتزیای معکوسم
لایک:داش شرمنده فک کردیم از اون گپی هایی
لایک:همچنان داری گه میخوری ????????

مدیونه هرکسی که فک که از اون خر خونای نفهمم.

  242520

(فـــاطـــمــهــ♥
یک فانتزی دیگه عم دارم:
ب عنوان یک پلیس مخفی برم تو یک رستوران تا اون باند قاچاق ابگوشت غذای بین المللی رو منحدم کنم.
نشستم سر میز یک پرس کوبیده با تمام مخلفات دولپی دارم میل میکنم*-*
البته اون وسط حواسمم به بانده هست:))
یهو یکی میزنه تو کلم برمیگردم میبینم سرهنگه(پسر خوشگل خوشتیپه!) میگه چرا نشستی پاشو بریم.
درحالی که نگام به اون کوبیدس بگم چشم سرهنگ.
بعد پاشیم بریم چندتا حرکت هندی روشون پیاده کنیم منحدم بشن^_^
بعد همه نیروها بریزن اونارو بگیرن ولی یکیشون بازوی منو زخمی کنه.
بعد سرهنگ (پسر...^_^)بزنه تو ملاج پسره بگه هوووووی با عشق من چیکار داری؟!!
همه از حرفش دهنشون بااز مونده دخترا با نفرت نگام میکنن(خودمو دیگه نگو غش کردم*-*)
یهو سرهنگ جلوم زانو بزنه ازم خواستگاری کنه$-$
منم بگم اگه میخوای قبول کنم باید برام کوبیده بخری+-+
اونم بگه چشـــــــم بزن بریم بعد من و اون تو افق عه نه ببخشید افق جا نداره تو عمود باهم محو بشیم °_°
به این یکی فانتزیمم برسم لایک کن:)
لایک:خودم برا همتون کوبیده میخرم

  242319

فانتزی من اینه که من یک خانم دکتر روانشناس بشم
بعد یک روز یک مریضیو بیارن پیشم که یک پسر خوشگل و پولدار و خوشتیپ باشه *-*
افسردگیه شدیدم داشته باشه بعد من اینو خوب کنم این عاشق من بشه منم عاشقش بشم^_^
بعد مامان و بابا هامون نزارن باهم ازدواج کنیم:(
بعد اون دوباره افسرده بشه خودکشی کنه#-#
منم وقتی اونو دیدم خودکشی کنم تو اون دنیا به هم برسیم۰-۰
دیونه ام خودتونین°_°
به فانتزیم برسم لایک کن._.

  240964

علامت اختصاصی(((((((((((((alimessiiiiiiiiiiiii))))))
یکی از فانتزیام اینه که تو هواپیما گوزینگ ایر نشسته باشم در حالی که دارم غذای مخصوص تخمرغ پلو بخورم یکی بهم اس بفرسته ببینم خالیه بهش جواب بدم کصافط جواب بده ریدم تو اون قیافت بعد ببینم کاپیتان پرایس بهم زنگ بزنه
خاک تو سرت تو اون اس ام اس خالی بمب بود منم بگم خفه شو بعد ببینم راست میگه
بمب بترکه سوپرمن بیاد هممونو نجات بده بعد منو آخر از همه نجات بده بعد یه عاروق مشتی بزنم توصورتش بعد از ترس بگوزه خب چون سوپرمنه گوزش همه جارو با گاز بی اکسید کربن پرکنه بعد همه بمیرن بعد منم با باسن بخورم زمین از اون بالا
جنازمو بیارین سمت افق
دوستان انگار از عباس پرسیدند این تازه وارد کیه داره از سبک تو تقلید میکنه عباس جان فرمودن میمون ها برای تقلید اجازه نمیگیره
خانم صادقی ببخش طولانی و چرت شد چون تازه وارد تجربه نسبتا کمی دارم

  239951

یکی از فانتزیام اینه که :
یه آدم معروف و مشهوری بشم دعوتم کنن دورهمی
بعد مدیری ازم بپرسه:
_به دور همی چی میدین
+گوز خر
_خیلی با ارزشه خیلی با ارزشه :))))

  239924

بچه که بودم یکی از فانتزیام این بود که دزدا بدزدنم اونوقت من بهشون سواد و نوشتن یاد بدم و آشپزی و .. بعد اونا بگن دستت درد نکنه منو ببرن خونمون بعدشم یه زندگی خوب داشته باشن و از من به عنوان اسطوره زندگیشون یاد کنن
#واقعیت

  239507

یکی از فانتزیهام اینه که یه بچه دو سه ساله پیدا کنم بهش بگم مامانتو گرگ خورد !
انقده خوبه!

  239395

یکی از فانتزی هام اینه که سرکلاس معلم منو ببینه که دارم صحبت می کنم بلند بگه : ژنرال بلند شو برو بیرون از کلاس . منم بلندشم بگم : بهتر از اینه که تو این طویله با تو مادیان تو یک اتاق بمونم . و بزنم بیرون از کلاس بزن یک نوشابه بگیرم و تا افق با همون یکی سر کنم .