اعترافات دوران دبستان یک گودزیلای دهه هشتادی (خودمو می گم)
1 من همونی بودم که ماشین آقای ..... رو با ماژیک علامت زن بنفش خط خطی کرد�
2 من همونی بودم وای فای مدرسه رو هک کردم و سیستم های مدرسه از وای فای قط کرد�
3 من همونیم که از پنجره ی دفتر مدرسه تو حیاط دو تا کپسولی انداخت�
4 من اونیم که 3تا سوتی انداختم تو کیف خرخون کلاس
5 من اونیم که با این یادداشت چسبونکی ها فوش خیلی بد چسبوندم به مدیر مدرسه (خیییییییییلی بد)
6 من اونیم که توی مدرسه شورش کردم و یک در و دوتا پنجره و یه دوربین شکست�
7 من اونیم که 10 اسفند بچه هارو از مدرسه فراری دادم و دیگه تا 17فروردین نیومد�
8 من اونیم که با بچه ها کاپشن هامون رو برعهکس پوشیدیم توشون پشمی بود بعد تا معلم اومد سر کلاس گفتیم بعععععععععع ومعلم فرار کرد و دیگه هیچوقت تو مدرسه ندیدمش
9 من اونیم که 22 بهمن وقتی دفتر خالی بود و بچه ها سر صف بودن چیز های داخل دفتر رو از پنجره انداخت�
10 ....
ادامه دارد