#اعتراف میکنم

A
Ash Lynx ۶ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم اون لحظه ای ک *معلم فیزیکمون گفت
بچه ها کتابی ک گفتمو خریدین؟
ما گفتیم: نه منتظریم همه دبیرا بگن باهم بریم بخریم:)))
گفت نهههه این کارو نکنین خرد خرد بخرین یدفعه بخرین شوک الکتریکی ب پدر مادرتون وارد میشه :// * منظورش و نفهمیدم (چون اول هرسال تمام کتابا رو میخرم ک بار بعد سال بعد باشه و از قیمتا خبر نداشتم)
ولی شبش ک رفتم کتابفروشی و فقط 7 تا دونه کتاب برداشتم و طرف گفت 640 تومن
.
.
.
پشمام بصورت خودکار درمیومددددد میریختتت باز در میومد میریختتتتتتت#-------#
نتیجه اخلاقی: این شرایط اقتصادی خوبه باعث میشه پشم بریز خودکار بهت وصل باشه باز قدر ندونین:/

i
iambahar ۶ سال پیش
جوک

کاملا واقعی :((
یه حدیث هست که فرمودن : علم در کودکی مانند نقش روی سنگه...
وای عین حقیقته ....من بچه که بودم غده هیپــوفیز رو "هیپـوفیـــوز" خوندم و چند سال بعد توی مدرسه اشتباهمو متوجه شدم!
حالا هر کاری میکنم نمیتونم درستشو تلفظ کنم:)
یه بار کنفرانس داشتم جلوی همه گفتم هیپوفیــوز! دبیرو بچه ها بیهوش شده بودن از خنده
دبیرمونم گفت درستش پوف. یوزه عزیزم :))
دبیرستانمم همینطور بود و معلم زیست اینطور مواقع چپ چپ نگام میکرد :/
حالا میترسم برم دانشگاه،جلوی دویست سیصد نفر دانشجو و استادها دوباره بگم هیپوفیـــوز....فرض کنید:((

n
narges ۶ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم موقعی که بچه بودم میخواستم برم دستشویی..
تلویزیون رو خاموش میکردم تا برنامه تموم نشه
.
.
.
بعد میومدم تلویزیون رو روشن میکردم تا برنامه تموم شده
با گریه میرفتم سراغ مامانم میگفتم تو تلویزیون رو روشن کردی که برنامه تموم شده

م
جوک

اعتراف میکنم یبار از امتحان برگشتم خونه
دیدم البالو های تو حیاط دارن چشمک میزنن به�
منم نامردی نکردمو رفتم نصف البالو های درختو خورد�
بعدش دیدم خیلی خابم میاد
خلاصه یه ده ساعت خوابیدم و وقتی بیدار شدم اول شب بود
دیدم همچین حالم خوش نیس و بدنم باد کرده کلا
گفتم حتما خییلی خابیدم بخاطر اونه
برم دوچرخه سواری بلکه درست بش�
خلاصه رفتم دوچرخه سواری و بعدش با رفقا شبگردی و اینا
اما من حالم لحظه ب لحظه بد تر میشد
فرداش حالت تهوع داشتم و کلا داشتم میمرد�
که مشخص شد پدر گرامی به البالو ها سَم زده بوده
خودشم باید 1 سی سی در لیتر میزده که متاسفانه 15 سی سی در لیتر زده بوده
دکتر گفت اصولا باید بیشتر از یکساعت بعد از خوردن البالو ها زنده نمی بود�
اما 2 روز دووم اورد�
جان سخت 28 :-/

د
جوک

اعتراف میکنم پارسال رسیدم خونه دیدم اب خنک نداریم باید درست کنم منم تنبلللللل.... یواشکی ی لیوان برداشتم رفتم سر کوچه از ابسردکن اب خوردم اومدم^_^
موزای کامران تو حلقم با این نبوغمممم....
بچه ها من بعد چن سال اومدم فور جوک ....
دنبال الهام و کامران میگردم....
به دکمه اینتر قسمتون میدم پیداشون کردید خبر بدی
^_^