رفتم بیمارستان ملاقات عموم گل بردم میگه برای مریضتون اوردی میگم پ ن پ اومدم خاستگاری ببینم جواب مثبتو میدن بهشون گل رو بدم
رفتم بیمارستان ملاقات عموم گل بردم میگه برای مریضتون اوردی میگم پ ن پ اومدم خاستگاری ببینم جواب مثبتو میدن بهشون گل رو بدم
داشتم ایبوک 4جوک رو میخوندم و میخندیدم گودزیلای خانواده گفت:داری جوک میخونی؟
گفتم به تو چه فضول!
ها چته منتظر پ ن پ بودی
خو ضایع شدی به همیـــــــن سادگی به همیــــــــن خوشمزگی :)
روانی هم خودتی
.......................... بدون علامت اختصاصي هيتلر ! .........................
پشت كامپيوتر تو اتاق نشستم پدرم وارد شد تو چشم من زل زد گفت علي خوابي ؟؟
.
.
.
هرچي فكر كردم نتونستم يه پَ نَ پَ درست و حسابي پيدا كنم بنابراين با افتخار گفتم
.
.
.
نه بابا جان بيدارم !
جمعه قبلی رفته بودیم ازمون ازمایشی سنجش.
وسط آزمون یکی از داوطلبا برگشته با صدای بلند میپرسه:
ببخشید آزمونش نمره منفی هم داره؟
قبل از اینکه مراقبه جوابشو بده گفتم: پ ن پ نمره مثبت داره تازه شکولاتم بهت میدن!
دیگه لام نیست قیافه ی بچه ها و مراقبا و وضعیت میزو صندلی های آزمونو تشریح کنم خودتون اشراف کامل دارین دیگه!
اغا اینا میخوان بشن مهندسای مملکت بشن ها ! والا! از من گفتن بود!
عجیب ولی واقعی:
امروز نشسته بودم با مامانم صبحانه میخوردم تلوزیونم داشت اخبار میگفت:
براثر برخورد3 اسب در مسابقه چابک سواران انها زخمی شدند و دوتا از انها راهی بیمارستان شدند.
مامانم برگشت پرسید: مسابقه اسب دوانی بوده؟
گفتم: پ ن پ داشتن با اسبا فوتبال بازی میکردن اسبا دیدن عقبن زدن بازیکنای حریفو نفله کردن!
مامانم :-((((
خلاصه بعدازجویدن پنیر و کره و نون و سفره!!! پاشدم برم مدرسه مامانم دوتا سیب گذاشت توپلاستیک بهم داد.
گفتم: اِ دوتاست؟ (اخه هرروز یه دونه می برم)
گفت: پ ن پ 5تاست بقیشو hidden کردم برو تو فولدر آپشنش show رو بزن بیاد!
من :-@@@@@
ماااااااامااااااان ! تو اینا رو از کجا یاد گرفتی؟ نکنه کنار دست من میشینی یادگرفتی؟
برگشته میگه: د ن د از تو که چیزی نمیشه یاد گرفت از همکارم دارم یاد میگیرم!
خلاصه مامانم دست منو از پشت بسته بااین حاظرجوابیاش!
اونروزو اینجوری رفتم مدرسه :-$$$$$$$
از سر كار خسته برگشتم خونه داداشم منو ديده ميگه با اتوبوس اومدي؟
ميگم پ ن پ با اف 14 اومدم دم در پاركش كردم برو ببين ي دور باهاش بزن!
چادر انداختم روم بخوابم مامانم میگه میخوای بخوابی؟ میگم پ ن پ دارم واسه مراسم قاشق زنی چهار شنبه سوری اماده میشم.
دبیرفیزیک روتخته یه فرمول نوشت.پشت سریم برگشته میگه:ببخشید این فرموله؟معلمه نه گذاشت نه برداشت گفت:پَ نَ پَ ساندویچ همبرگره،برو دوتا سُس بگیر بریزیم روش باهم بخوریمش....
----- (~~~) <هر روز ظهر كته!!> (~~~) -----
يه دفتر خدمات ارتباطي رو به روي پادگانمون هست كه من هر وقت پول ميخواستم؛ ميرفتم از اونجا پول ميگرفت (هر دفعه هم با لباس نظامي ميرفتم) هر وقت هم كه اونجا كارت ميكشيدم و پول ميگرفتم؛ 500 تومن به عنوان كارمزد ازم كم ميكرد...
بعد از سه ماه كه من ميرفتم اونجا پول ميگرفتم؛ دختره برگشته بهم ميگه: "شما سرباز اينجايي؟!...من هيچوقت براي سربازها 500 تومن كارمزد رو كم نميكنم ولي فكر كنم دفعه قبلي از شما گرفت!"
منم بهش گفتم: "پ ن پ...من ياسر بختياري؛ ملغب به ياس هستم و الان دارم از كنسرت آهنگ سرباز وطن ميام كه اين لباسها رو پوشيدم!!!"
.
از چي بگم برات؟
تو اين سه ماه فكر كنم بيشتر از 20,000 تومن كارمزد دادم! تو اين هفته هم كه احتمالا براي هميشه از اينجا ميرم...
من : ((((((
به جون اودم راس میگم. اصلا به من چه؟ باور نکن!!
مخاطب خاص و محترمم با مادر محترم و گرامیش حرفش شده بود! اومدم پادر میونی کنم و به مخاطب خاصم گفتم: می بینی که مادرجون حساس هستن.تو کوتاه بیا عزیزم!
مخاطب خاص بنده هم تو حال بی اعصابیش بنده رو با شیلنگ آتش نشانی شست!
بعد دیدم ستمه که تو موقعیت های خاص تنهاش بزارم و اومدم ازش دفاع کردم.اینبار مادر محترم مخاطب خاص دیگه حرفی نزد.فقط با تیپا از منزل پرتم کرد بیرون!!
دقیقا 60 روزه دارم جلسه ی روانشانی میرم.هر چی از دکترا میپرسم امیدی هست، میگن رفته جایی برمیگرده!
داشتم برای نهار فردای بابام غذا میذاشتم بهش گفتم طبقه بالارم غذا بذارم (ظرف دو طبقه س)گفت پ ن پ طبقه بالا رو خالی بذار میخام اجاره بدم!!!!
یعنی در این حد به اونام سرایت کرده؟؟؟!!
داشتیم تو کلاس هاب(هرکی حرف بزن میزنیمش)بازی میکردیم که یکی از بچه ها حرف زد داشتیم میزدیمش که یه دفعه معاون اومد کلاس گفت:اینجا کلاسه؟منم گفتم:پ ن پ اینجا طویله است.از شدت خنده
.
.
.
.
.
ببخشید از شدت درد سیلی که زد 2 ساعت تمام خفه شدم
رفـــــتم داروخانه واسه بابام قرص بخرم میگم بابام سرما خورده چن تا قرص بده!میگه:قرص سرما خوردگی؟میگم:پــ.........میگه خفه شو کصافط...... این4جوک چکار با جوونای مملکت کرده!!!میگم ببخشید خواستم یگم:پماد سوختگی هم میخوام!میگه قرصارو میبری خونه؟میگم:پــَ نــَ پــَ بده خودم همینجا بجا بابام میخورم و واسش فاتحه میفرستم!!!!
بعدش فرار کردم
تا ساعت سه و ربع نصفه شب تو اینترنت بودم خواهرم اومده میگه چشات چرا داره آلبالو گیلاس می چینه؟
منم گفتم پ نه پ میخوای موز و خیار بچینه؟؟ :))
(فک کنم بگم د نه د بهتره ولی 4جوک این موضوع رو نداره خخخخ)
دارم میرم دستشویی ، طرف میگه میری دستشویی؟ من: پ ن پ دارم میرم تو سرزمین عجایب !!
به پسر خالم میگم:your age? میگه:سنمو میپرسی؟میگم:پ ن پ میگم عصر یخبندان داری؟
دارم تو کوچه راه میرم یه خانمه با ماشین رفت تو چاله آب پاشید همه صورتم و لباسام خیس شد، وایساده میگه وای خیس شدید ؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
گفتم:پ ن پ دیدم یه خانم محترمی مثل شما رانندگی یاد گرفته...اینا اشک شوقه
خالم شب ساعت 12 زنگیده بهم منم با صدای خواب آلود جواب دادم بلههههه؟!!!برگشته میگه ای وای خواب بودی!!!؟؟؟ گفتم پ ن پ داشتم ورزش صبح گاهی میکردم!!!!
با دوستام رفتیم رستوران...
گارسونه غذا رو اورده میگم غذای ماس؟
میگه پ ن پ غذای دوغ...سفارش شماس دیگه خانوم...
گفتم گارسونید دیگه؟میگه پ ن پ سر اشپز اریک هستم در خدمت شما...
هیچی دیگه کم اوردم...
نمکی تو کوچکه مون گلوشو پاره میکنه که نون خشکه و وسایل کهنه میخره
همسایمون اومده بیرون میبینه دست یارو یه گونی نون خشکه
ازش میپرسه نون خوشکه م میخرید ؟
نمکیه میگه آره میخر�
(ستاد مبارزه با فتنه ی پ ن پ واحد نون خشکه)