از مامانبزرگم میپرسم شما بزرگترین یا خاله بزرگ میگه از نظر سن
میگم پ ن پ از نظر قد و وزن و میزان کلسترل خون میگم
از مامانبزرگم میپرسم شما بزرگترین یا خاله بزرگ میگه از نظر سن
میگم پ ن پ از نظر قد و وزن و میزان کلسترل خون میگم
امروز رفتم آزمایشگاه واسه ازمایش خون پسر 5 ساله ام،تو بغلم گرفتمش که ازش خون بگیرن،خانمه گفت بگیرش،گفتم دسشو ،گفت :په نه په ...استغفر الله ! ملت اعصاب ندارن،ادم می ترسه
اقا (چیه با سوادم) یه روز داشتم ps4 بازی میکردم دوسم گفت داری بازی میکنی گفتم پ ن پ دارم میبینم که کار میکنه یانه
قیافه من : :-(
قیافه دوسم:^_^
بر روی بامی●
زیبا و کوچک○
نشسته بود ●
یک گنجشکک○
از او پرسیدم ●
تو گنجشک هستی○
در جواب من گفت پ ن پ کفتر کاکل به سرم●
پرندگان عصبانی ( انگری بردز) به اینا میگن○
اولین پستمه خدا کنه تایید شه تازه شاعر خوبی هم هستم●○●○
رفتم آرایشگاه آرایشگره گفت بیا اینجا بشین من رفتم نشستم گفت میخوای کوتاهشون کنم من میخواستم بگم پ ن پ یهو دیدم کچل شدم
به داداشم گفتم دلم درد میکنه چیکا کنم؟!!
گفت برو تو دستشویی دست بنداز ته گلوت...
گفتم واسه چی؟واسه اینکه بالا بیارم؟؟
.
.
گفت پ ن پ واسه اینکه ب*ر*ی*ن*ی
یعنی نابود شدما:||
رفتم داروخانه عصا بگیرم . مرده میگه: عصا واسه راه رفتن می خوای . میگم: پ ن پ حضرت موسی آموزش تبدیل عصا به اژدها گذاشته می خوام برم کلاس
منو از داروخانه پرت کرد بیرون بیشعور
توی صف نانوایی وایسادم مرده میگه : ببخشید اینجا صف نانوایی. می گم : پ ن پ دیوار دفاعی گرفتیم نانوا می خواد ضربه ایستگاهی بزنه.
به مامانم گفتم شام چی داریم ...؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
گفت پـ نـ پـ
دقیقا نمیدونم ربطش چیه ولی گفت دیگه ...
به بزرگ ترا احترام بذارید...
داشتم کلش بازی رک دادم(یعنی درخواست نیروکمکی)بعدیکی نیرواشتباه دادبیرونش کردم ازگروه دوستم گفت گناه داره بزاربیاد.اوردمش داخل بعداز2دوساعت توضیح دادن که بایدهمون نیرویی که می خوان بدی گفت:بامنی؟من:پ.ن.پ باراون بربرم(سربازکلش)بهش میگم بایدبه بقیه کمک کنه این چندوقت خیلی شیطونی میکنه
مردمیخواست بره انتقال خون خون بده خانمومش ازش می پرسه می خوای بری خون بدی.مرده میگه،پ ن پ میرم یه مقدارخون بیارم شایدلازممون شد.
زنگ زدم ب دوستم میگه نیما تویی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
میگم پ ن پ من یاسرم که عازمم واسه حرف تازه تر که لازمن واسه رپ
***MOhammad***81***
ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺑﺎ ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ ﮔﻔﺖ : ﭘﻮﻝﻫﺎﺗﻮ ﺧﺮﺝ ﮐﺮﺩﯼ؟
ﮔﻔﺘﻢ ﻧﻪ ﭘـَ …
ﯾﮑﯽ ﺯﺩ ﺯﯾﺮ ﮔﻮﺷﻢ ﮔﻔﺖ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭﺍ ﻣﺎﻝ ﺗﻮ ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺘﻪ، ﺩﺭﺳﺖ ﺟﻮﺍﺏ ﺑﺪﻩ !
ﮔﻔﺘﻢ ﻧﻪ ﭘـَ … ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺯﺩ ﺯﯾﺮ ﮔﻮﺷﻢ …
ﺧﻼﺻﻪ ﺍﻧﻘﺪﺭ ﺗﻮ ﮔﻮﺷﯽ ﺧﻮﺭﺩﻡ ﺗﺎ ﺁﺧﺮﺵ ﺗﻮﻧﺴﺘﻢ ﺑﮕﻢ :ﻧﻪ ﭘـَﺴﻨﺪﺍﺯ ﮐﺮﺩﻡ
به دوستم میگم شنیدی غزل جدا شده؟
میگه از شوهرش؟پ ن پ چسبیده بود کف ماهیتابه کفکیر زدم جدا شد.
ب مامانم میگم ی لیوان اب بیار
میگه میخوای بخوری ؟؟؟!!!.
.
.
.
.
منم میگم پ ن پ میخوام توش کاناپلو بازی کنم با تیم ملی بورکینافاسو انتخابی المیپکه خدا کنه سهمیه رو بگیریم...
.
.
.
.
.
الان دارم خفه میشم هیچکسم نیست ی لیوان اب بده دستم..
داستانی داریما
دارم رو تردمیل عینه خر میدووم ، یارو مبگه اینجوری میدویی لاغر کنی ؟
میگم پـَـ نـَـ پـَـ دارم واسه نقش آفرینی تو سری جدید میگ میگ آماده میشم … !
زنه دوقلو زایده بود...پرستاریكی از بچه هارو میبره پیشش...زنه میپرسه:اون یكی هم میارن؟
پرستار گفت:پ ن پ فعلا اینو ببرین استفاده كنین...ده روزبعد ازفعال سازی اون یكی هم پست میكنیم در خونتون
زنه شکمش اومده جلو، دوستم می پرسه این خانم حامله است؟
پـَـ نه پَــ، این زن آقا گرگه است، شنگول رو خودش خورده، منگول رو داده به شوهرش!
به مامانم گفتم شام چی داریم ...؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
گفت پـ نـ پـ
دقیقا نمیدونم ربطش چیه ولی گفت دیگه ...
به بزرگ ترا احترام بذارید...
توی یه مهمونی باکلاس روی مبل چرمی لم داده بودم و به بحث دربارۀ تأثیرات آلودگی هوا بر سیستم گوارش بدن گوش میدادم. همین که خواستم جابهجا بشم تا من هم نظرم رو بگم، شلوارم ساییده شد به رویۀ چرمی مبل و یه صدای مضحکی ازش بلند شد. اون وسط که همه ساکت شده بودند، دوستم به من که تا بناگوش سرخ شدم، میگه: صدای مبل بود؟ په نه په . . . دیدم هیچکی به من گوش نمیده، خواستم یه درس عملی از تأثیرات آلودگی هوا بر سیستم گوارشی ارائه بدم!!!
.
.
.
صاحبخونۀ نامرد خواست یک کم فضا رو تلطیف کنه، گفت: ولی اینکه بیشتر تأثیر سیستم گوارشی بر افزایش آلودگی هوا بود!!!