راستی عشق کیلویی چند بود؟؟
@fatemeh Sarcheshmeh · ۱۸۳ امتیاز
★★☆☆☆ ۱ از ۵ (۶۰ رأی)
راستی عشق کیلویی چند بود؟؟
راستی قلبم را هنوز در عزایت نگه داشتم!بیت الاحزانی شده برای خود این روزها
ی روزی دلم خوش بود یک ترک هم روی قلبم نیست...
اما امروز دلم خوشه یک جای سالم روی قلبم ندارم...
بعضیاتون هنوز عشقتون هست.میبینینش.حتی باکس دیگری!
معلوم نیست بهش میرسید یا نه!
هنوز اندازه یه نور شمعی امید دارید...ولی من!!!
من یکسااااله ندیدمش!هیچ خبری ندارم ازش!هیچ خیابونی منو بهش وصل نمیکنه!گاهی وقتا حس میکنم بغض اینقد بهم فشار میاره که گلو ندارم.شبا سربه بالشت که میذارم میگم فردا شاید ببینمش.مثل مرده ای شدم این روزها...
نمیدانم مانند "مرد"بغضم را نگه دارم یا مانند "دختر" گریه کنم...
فقط میدانم عشقت در درونم نخواهد مرد!!!
ای تو...
خاطراتمان را عکس گرفتم...
قاب کردم!
وبا میخ زدم به دیوار قلب�
این خاطرات را هم ببری جای میخ ها باقی میماند...
بهارم را با رفتنت پاییز کردی...
بیچاره دلم بعد این همه انتظار "بهار" را درست ندید!
دیرگاهیست دارم با سادگی زندگی میکنم و هرروز میشکنم...
مثل بره ای میماند که اگر عمری با گرگها زندگی کند خاصیت گیاهخواری را از دست نمیدهد!!!
بالشت زیر سرمن اگر از جنس خاک بود تا الان باغچه ای از گلهای رنگ ماتم میشد...
سقف این اتاق بامن هرشب حرف میزند...
همان زمانی که سربه بالشت میگذارم...
این زمان است که سقف خاطرات را برایم میگوید...
تاحدی که اشکم را درمیاورد و قلبم را میسوزاند...
ومن را میشکند...
خدایا یک سقف شبها کابوس را به خواب من میاورد شاهد باش!
ای عشق گذشته ی من و عشق اینده ی او!هیچ حرفی ندارم بگم جز دوستت دارم!
چه جالب است ای مردم!!!بدترین مشکل دنیا سرت امده باشد...وقتی عشقت بگوید من کنارتم چقد مشکلات کوچک میشوند!
میبینی خدا...بندگانت همیشه میگن دنیا دو روزه!!!
من این همه سال عمر کردم و این دو روز تمام نشد...
راستی یادت رفت عکسم رو روی قبری که تو دلت واسم کندی حک کنی!!!
نوشته ی یک کودک...
هیچ وقت زیر افتاب اخم نکردم!!!
حتی اگه خورشید چشمم را اذیت کند...
بذار برای یک بار هم خورشید محبت را ببیند...
دوست ندارم تلافی اخمم را سر پدرم که در افتاب کار میکند دربیارد
این روزا یک قدم از کسی که دوستش داری دور بشی حس ازادی ان را حوای دیگری میکند!
یک دردهایی تمامی ندارن!حتی با بوسای بابا و مامان هم خوب نمیشن!
این درد وحشتناک اسمش"عشق" است...
وقتی توی عشقت شکست خوردی!!!
خرد میشی!!!
اون وقته کسی حرفت رو هم مث خودت شکسته حساب میکنن...
خدایا ادم افریدی؟؟؟
خدا من ب اون دکتری ک میبینه مادرم داره روی تخت بیماری جان میدهد و هیچکاری نمیکند تا زیر میزی اش رو بگیرد "اشرف مخلوقات"نمیگم...
خدایا درد عاشقی را هیچ داروخانه ای درمانش را نداشت!