کم کم دارم به این نتیجه می رسم که یکی از فانتزیای مامانم اینه که به مدت یک هفته نهار و شام کوکو سبزی درست کنه بده ما کوفتمون کنیم
@سینا مشهد · ۴۳۲ امتیاز
★★★★☆ ۳ از ۵ (۴۷۸ رأی)
کم کم دارم به این نتیجه می رسم که یکی از فانتزیای مامانم اینه که به مدت یک هفته نهار و شام کوکو سبزی درست کنه بده ما کوفتمون کنیم
یکی از فانتزیای کودک درونم اینه که:
کاش میشد اونایی که لایک هاشون از من بیشتره همون کسایی که واسشون لایک می زنن زنگ در خونشونم بزننو در برن :)
طرف مطلب می زنه کی تا حالا سر درد گرفته دو هزار تا لایک می خوره واسش.
وای چقدر دوست دارم یه پراید بخرم بد بدمش به خونواده محترم مدیر عامل سایپا. بگم شما باید با این پراید از تهران تا بندر عباس برید :) یعنی باید برید. نظرتون چیه؟
اصلا این کشورای خارجی باید یه پولی به ما بدن که ما دیگه ماشین تولید نکنیم.
يه زماني بود گوشيه دوستامون ميفتاد دستمون سريع ميرفتيم تو عكسا و فيلماش. اما حالا سريع مي ريم تو اس ام اس هاش
ملت عوض شدن. جووني كجايي
یادش بخیر:
بچه که بودم خواهرم خیلی بچه بود!!! منم بش می گفتم هرکی خوراکی هاشو دیر تر تموم کنه برندس. بعد تند تند (مثل گاو) خوراکی هامو می خوردم. خب اونم برنده می شد بعد با حالت مظلومانه بهش می گفتم میای خوراکیاتو با هم بخوریم؟ اونم دلش می سوختو قبول می کرد بعد که خوراکیاش تموم می شد می زد زیر گریه. عالمی داشتیم.
زمان ما همه ساده بودن هی روزگار. پیر شدیم
بچه ها کمکم کنین. مامان بابام رفتن دکتر تغذیه. دکتره هم بهشون یه برنامه رژِمی داده. الان ما تو خونه به صورت جیره بندی شده فقط داریم علف می خوریم. اخه بی انصافا یکم بیشتر علف درست کنین که اگه سیر نشدین سهمیه علف منو نخورین دیگه. من که اضافه وزن ندارم خبر مرگم. من غذا می خام. اصلا بر می گردم به همون یتیم خونه ای توش بودم. گشنمههههه
(هیچ فهمیدین که ما حتی واسه لاغری هم به دکتر مراجعه میکنیم. اوف ایجور امکانات داریم ما)
امریکا روم موشک بندازه اگه دروغ بگم.
اقا ما تو یه هتل کار می کنیم (تو مشهد) دیروز یک گروه 45 نفره داشتیم. از روستای بووق در شهرستان بووووق.(اسم شهر و روستاشونو نمیگم) اینا خدای سوتی بودن. توجهتونو به چند نمونه از سوتی هاشون جلب می کنم:
دکمه اسانسورو زدم درش که وامیشه می بینم یارو داره دسشویی می کنه و میگه برو بیرون بی شور با بدبختی حالیش کردم این لامثب اسانسوره نه دسشویی.
یکی از اتاقا رفتم تلوزیون یادش بدم می بینم داره تو توالت فرنگی انگور می شوره.
بله ...... بازم بگم؟ نمی گم...
اقا ما هفته اي يه بار با خونواده ميريم پيتزا ميخوريم 4 نفريم ها بابام دو تا بيشتر نمي گيره. اين هفته جو گرفتم گفتم امشب مهمونه من :) اقا بابامون رفت سفارش داد 4 تا پيتزا و سيبزميني سالاده فصل سالاده فرانسوي سالاده ماكاراني سالاده مرگ. :( و ... بابام اينا به دهه هشتاد ميگن ذكي نامردا اين هفته دارم واستون
نظرتون راجبه كسي كه روز اول دانشگاه با عينك افتابي بره سره كلاس (اخه هول شده بودم) بده 1 ربع بفهمه همه دارن بش ميخندن (حتي استاد)و بد يكي از دخترا بگه داداشي شما نابينا هستي؟ بعد اونم واسه اينكه كم نياره بگه: خير خانم بنده تازه چشمامو ليزر كردم. استاد هم اون دختره بيشورو اخراج كنه. چيه؟ هان نظرتون چيه؟ كلان نظرتون راجبه من چيه؟
(شماها اصلا فهميدين بنده دانشجو نيز هستم)
مهم اين نيست كه يه پسر ابرو ور داره مهم اينه كه يه دختر سيبيل نداشته باشه. نه نه اينم مهم نيست. اصلا به نظر من هر كي اختيار خودشو داره. طرف ابرو داره مثله پاچه بز، يعني نبايد ور داره ها؟؟؟ چيه چرا اينجوري نيگام مي كنين؟ غلط كردم شيكر خوردم. جوني كردم ...
يكي از فانتزيام اينه كه 4جوك مثل ف ي س ب و ك جهاني بشه و ما ها هم بشيم سهامداراش. پول پارو كنيم.
مسخره ترین سوال دنیا:
علم بهتر است یا ثروت؟
متل اینه که بپرسی کاکتوس خوشمزه تره یا کباب یرگ. ( جالبیش اینه که این سوال وقتی موضوعه انشاء می شه همه می گن ثروت.)
به سلامتیه اون پشه ای که هرچی تو 4جوک مسخرش می کنیم. بازم تنهامون نمیزاره و پیشمونه
دس جیغ یه هووراااا
عاغا ما کامپیوترمون با میز و صندالیش بردیم تو توالت گذاشتیم. دیگه راحت میشه دسشویی کرد شیره ابم که هست. ای ی ی کیف می ده. :)))))
بابام از دستشويي اومده بيرون دستشو تا ارنج مي كنه تو شيشه سس و ميريزه تو ظرفه سالادا و مي گه: غذا بيرون غير بهداشتيه. خو بابا بگو غذا بيرون گرونه. كدوم رستوران با دست دستشويي رفته سس درست ميكنن؟ (الان فهميدين ما علاوه بر شام سالاد هم ميخوريم)
سره میزه صبحونه ( الان فهمیدین ما حتی صبحونمونم رو میز می خوریم) به مامانم می گم تخم مرغ واسم چرا نزاشتی ؟ :/ می گه تو شورشو دیگه در اووردی اصلا همین امروز می ریم تو رو پس میدیم.
الانم دارم از تو پرورشگاهی که پیدام کردن مطلب می زارم واستون. ( اینجا دیگه غذا رو میز نمی دن بهمون)
فامیلمون رفته گوشیه ایفون خریده. (40 سالشه) داره همینجور جلو فامیل کلاس میزاره و می گه : من از همه امکاناتش استفاده می کنم و از ایجور حرفا.
انگار همین دروز بود که ازم پرسید این سیم کارتش کجاش می خوره. ملت عشق کلاس گذاشتن دارن
معادل فارسی:
cd: لوح فشرده
dvd: لوح خیلی فشرده
bluray(همونا که فیلم 3 بعدی نشون می ده): لوح خیلی زیاد فشرده
فلش مموری:جعبک فشرده (جعبک: جعبه کوچک مثل پیامک پسرک)
الهی من قربون زبون فارسی بشم که حتی زبون دایناسورا هم توش تاثیر گزاشته
اون قدیما یه سیم کارت موبایل بوده یک و نیم میلیون :O(ماشین می دادن با این پول) الان با 5 هزار تومن 2 تا سیم کارت میدن. باز بگین تورمو گرونییه اخه این سیم کارت 6000 برابر ارزونتر شده بد شما می گی گرونییه من اصاب ندارم ها.
(استدلالم تو حلقمممم)
دیروز یه شلوار جین خریدم (الان فهمیدین خریدامو خودم انجام میدم؟) صبح بیدار شدم شلواره نیست :( میگم مامان شما شلوارمو ندیدی؟ میگه دیدیم دیگه پات نمیکنی دادمش به مستحق:) میگم مامان من اونو تازه دیروز خریدم:( میگه چرا داد میزنی ظهر که بابات اومد یواشکی پوله شلواره کوفتیتو از جیبش بردار.
الان شخصیتم زیره سوال رفته