زنه از کوبا تا فلوریدا صد مایل شنا کرده
که پیام صلح و دوستى رو به جهانیان برسونه
بعد من چون کنترل دور بود ازم دیشب با تلوزیون روشن خوابیدم .......والا با این لایک زدناتون
@censor · ۱۶۳۵ امتیاز
★★★★☆ ۳ از ۵ (۳۴۶ رأی)
زنه از کوبا تا فلوریدا صد مایل شنا کرده
که پیام صلح و دوستى رو به جهانیان برسونه
بعد من چون کنترل دور بود ازم دیشب با تلوزیون روشن خوابیدم .......والا با این لایک زدناتون
یارو از نیمرخ شبیه قالپاق پیکانه
استاتوس زده درگیرم نشو رسوا نمی شوم!
آخه پلشت تو خوبه عامل جنگ جهانی سوم نشدی!
ﭘﺴﺮﺧﺎﻟﻪ ﮐﻮﭼﯿﮑﻢ ﺍﺱ ﺩﺍﺩﻩ : ﺯﻭﺩ ﭼـﻦ ﺗـﺎ ﺍﺱ
ﻋـﺎﺷﻘـﺎﻧﻪ ﺳﻨﺪ ﮐـﻦ ﺑـﯿﺎﺩ ، ﻣـﻬﺮﻧﻮﺵ ﺩﺍﺭﻩ
ﻣـﯿﭙﺮﻩ !.
ﺑـﻐﺮﻋﺂﻥ ۱۴ ﺳـﺎﻟﺸـﻪ
یکی از فانتزیام اینه که یه فامیل داشته باشیم اسمش سروش باشه
بعد بچه دار شه بگم: سروش منتشر کرد
بچه هفت ساله داداشم یه کار بدی کرده بود، مامانش دعواش می کنه و می گه امروز حق نداری تلویزیون نگاه کنی.
این بچه هم می گه: این رفتارت یادت باشه، فردا که پیر شدی گذاشتمت خانه سالمندان نگی چرا!
یعنی همچین نسلی هستن نسل جدید.
کسى که اولین بار سوپ رو به عنوان غذا به رسمیت شناخت به هیچ وجه درک درستى از گشنگى نداشته !
یه بارم اومدم مسخره بازی دربیارم به بابام گفتم ددی ، یهو دیدم با آرپیجی تو کوچه دنبالمه !
دستمال کاغذی رو از فاصله حدودن 4 متری پرت کردم و افتاد داخل سطل آشغال!
این موفقیت رو اول به خودم وبعد به جامعه بی حس و حال ها تبریک میگم.
زگهواره تا گور حسش نبود
مامانم یه ظرف انگور گذاشت روی میزم من هم هی می خوردم، بعد از 10 دقیقه اومد بردش!
پرسیدم چرا می بری؟
گفت یادم رفته بود بشورمش!
امنیت جانی ندارم من تو این خونه
یکی از فانتزیام اینه شب عروسیم توی مراسم عروسی یه دفعه پاشم میکروفن رو از خواننده بگیرم شروع کنم به خوندن !
عروس و نیگاه کن چشای آبی شو ، اون مال من شد به پسر عالی شد
بعد عروس از خجالت بره تو افق محو شه ، منم برم هر چی بگردم پیداش نکنم
بعد از خدا تشکر کنم که دوباره بهم یه فرصت دیگه داد تا به زندگی برگردم و اسیر اشتباه نشدم!
اومدم خونه مادرم نمازش تموم شده بود، داشت دعا می کرد … تا منو دید گفت: اینو می گما خدا ….
نمی دونم داشت پشت سر من به خدا چی می گفت …
از قیافه پسره معلومه مسواک شخصی هم نداره
قیافش شبیه دمپایی جلو بسته ی توالت میمونه
بعد تو اینفو زده :
“من همیشه بهترین ها واسم بوده و هست
اگه مال من نشدی قطعاً بهترین نبودی”
هر دفعه که سوار مترو میش�
میفهمم که چرا وقتی بچه بودیم صندلی بازی میکردیم !
دختره استاتوس زده :فرهاد من کجاست که ببیند لیلی در آتش عشقش خاکستر شده
کامنت گذاشتم:فرهاد تو حتما رفته با مجنون دوئل کنه
والا تا اون جا که ما خبر داریم فرهاد چشمش دنبال شیرین بود نه لیلی
ای کسانی که از کنار پست های ما بدون لایک رد میشید ،
لاقل یه بوق بزنید مامتوجه رد شدنتون بشیم ....
یه پسر همسایه داریم اگه از 24 زاویه نگاش کنی شبیه قابلمه مامان بزرگمه
اومده تعریف میکنه میگه :از بس چشام جذابه و گیرایی داره
دوست دخترم روش نمیشه تو چشام مستقیم نگاه کنه
همش صورتشو نیمرخ میکنه بام حرف میزنه
اگه چوب کبریت اعتماد بنفس اینو داشت ؛
الان تنه درختی بود واسه خودش
از بردن تازه عروس و داماد به مسافرتهای خانوادگی پرهیز کنید. حالتونو بهم میزنن کصافطا :)))))
یعنی اعتماد به نفس بعضیا رو اگه صندوق صدقات داشت الان بانک مرکزی بود !
دیروز یه مصاحبه از کارگردان "مادرانه" خوند�
نوشته بود: موفقیت مادرانه به خاطر فیلم نامه خوبش بوده
دمش گرم....با این جمله نشون داد خودشم دست کمی از نویسنده اش نداره
میگن سوالای تستی تو بهشت، همشون گزینه ی «نمیدانم» هم دارن.. یعنی عشق و حاله ها