صاحبان سه مغازه ی کفش فروشی که کنار هم بودند رقابت بسیاری با هم داشتند .
اولی برای تبلیغ روی شیشه ی مغازه نوشت : بهترین کفش های شهر ! دومی نوشت : بهترین کفش های دنیا ! و سومی که مغازه اش میان این دو بود نوشت :
در ورودی اصلی !
کصافط :|
@censor · ۱۶۳۵ امتیاز
★★★★☆ ۳ از ۵ (۳۴۶ رأی)
صاحبان سه مغازه ی کفش فروشی که کنار هم بودند رقابت بسیاری با هم داشتند .
اولی برای تبلیغ روی شیشه ی مغازه نوشت : بهترین کفش های شهر ! دومی نوشت : بهترین کفش های دنیا ! و سومی که مغازه اش میان این دو بود نوشت :
در ورودی اصلی !
کصافط :|
دردمن…
چشمانی بودکه به من”اشک”هدیه میداد و به دیگران”چشمک”…..!!!!
ترم پیش کلاس مدار داشتیم ...استاد داش یه جدول بزرگ رسم میکرد.....
یهو یه دختره بلند گفت:بچه ها جدولش بزرگه....کسی خطکش نداره
اغا باید بودینو میدیدین که چه جوری بچه ها میزا رو میجوییدن...
خط کش اخه......اونم داشگاه ....اونم این رشته......به حق چیزای ندیده و نشنیده
دیروز استادمون تعریف میکرد یه کلاس داشتم چهل پنجاه نفر دانشجو بودن تو کلاس (ترم اولیا بودن)
اخرای کلاس یه نفر اومد تو کلاس گفت بچه ها کلاسو اشتباه گرفتین........یهو کلاس خالی شد
استادمون میگفت یعنی هیچکدومشون فرق بین فیزیک با مبانی رو نفهمیده بودن............
اه اه تا حالا شده بری مهمونی
بعد موقع احوالپرسی و دست دادن ۲ نفر با ه�
دستشون و بیارن جلو واسه روبوسی
یعنی پیدا کردن دو راهی های سخت زندگی بهتر اون لحظست
که باید دست مبارک و بدی یکیشون !
آهای دختر خانوم ِ دانشجو
اگه این روزا دیدی پسرا خیلی بهت توجه میکنن دلیل خوشگلی و جاذبه تو نیست
.
.
.
.
مطمئن باش جزوه تو از بقیه کاملتره!!
- یه بار یه دویستی دادم به گدائه، گدائه گفت: خدای نکره یه وقت لازمت نشه؟!
سگ سگارو توي افسانه ميتي کامان که يادتونه؟ يا بار داشتيم اسم و فاميل بازي ميکرديم حرف هم "ض" بود .
پسر دائيم که بچه کلاس سومي بود نوشته بود:
نام :ضُمبه
نام خانوادگي: ضمبه زاده
حيوان:ضمبه
رنگ: ضمبه اي
شغل: ضمبه فروش
اشيا: ضمبه پلاستيکي
شما یادتون نمیاد قدیما هر مامانی برا خودش گشت ارشاد بود !!!
قابل توجه ترم اولی ها :
دختران از انچه در دانشگاه میبینید زشت ترند
ازما گفتن بود
توی دنیا تمام بادو طوفان ها اسم دارن ، توایران تنها بادی که اسم داره باد معده اس
امروز خونه داییم اینا بودم، تلفنشون زنگ زد.
پسر داییم که پنج سالشه جواب داد بعدش زن داییمو صدا کرد گفت:
مامان ... بیا گودزیلاس!
گفتم سروش این چه حرفیه؟ گودزیلا یعنی چی؟
گفت مامانم گفته عمه هات زنگ زدن بگو گودزیلا! اگه خاله هات بودن بگو نازیلا!
گفتم خب حالا کی بود؟
گفت مامانت بود دیگه!
خواهر زاده 6 سالم اومده داره برام فرانسوی و اسپانیایی میخونه،
اون وقت من تا 11 سالگی فکر میکردم تو دنیا فقط
2 زبان وجود داره فارسی و خارجی :l
آدما کلا سه دستن :
یا منو دوس دارن
یا دوس دارن منو دوس داشته باشن
یا اصن آدم نیستن
یه همچین آدم احترام گذار به سلایق مختلفی هستم !
برادرزادم یواشکی با پول توجیبی هاش رفته Ipod touch خریده!
بعد ما بچه بودیم با پول توجیبی یه هفته مون می رفتیم دوتا پفک نمکی می خریدیم و تو زیرزمین یواشکی می خوردیم و پوستش رو منهدم می کردیم!
درد همیشگیم اینه که
هر دفعه به ماهیتابه سیب زمینی سرخ کرده می رسم، نباید بخورم چون کمه!
از گربه “ملوس” بودنش رو یاد بگیرید
نه
چشم سفیدیش رو
هرکس به طریقی دل ما میشکند....
.
خدارو شکر تنوع زیاده حوصلمون سر نمیره!!!
ساکت ترین و سر به راه ترین آدما همونایی هستند که وقتی بچه بودن به خودمون می گفتیم «این بزرگ شه چی می شه»
به دیوار زل بزنیم دو ساعت، داربی نبینیم!
کیا موافقن خداییش
والا ...با این داربی هاشون