یادمه یه روز معاون مدرسمون سر صف داشت
سخنرانی می کرد بعد می خواست میکروفن رو بده
دست مدیر حواسش نبود گفت:گوشی
بعد میکروفن رو داد دست مدیر
آخ اونروز چقدر ما خندیدی�
از بس که جواب تلفن ها رو میداد و میگفت
:گوشی فکر کرد اینم تلفنه
@Alireza Nori · ۸ امتیاز
☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)
یادمه یه روز معاون مدرسمون سر صف داشت
سخنرانی می کرد بعد می خواست میکروفن رو بده
دست مدیر حواسش نبود گفت:گوشی
بعد میکروفن رو داد دست مدیر
آخ اونروز چقدر ما خندیدی�
از بس که جواب تلفن ها رو میداد و میگفت
:گوشی فکر کرد اینم تلفنه
به حیف نون میگن با جوراب جمله بساز
میگه:کولر ما بدجوراب میده
برایت دعا میکنم که ای کاش خدا از تو بگیرد هر آنچه را که خدا را از تو می گیرد
اتم را شکافته ایم اما از درون خویش بی خبریم
زینب جان؛
شرمنده ایم که بهای حسینی شدن ما
بی حسین شدن تو بود و شرمنده تر آنکه
تو بی حسین شدی و ما حسینی نشدیم!
ایام عزاداری سید وسالار شهیدان تسلیت باد
<p>
خدایا تورا غریب دیدم و غریبانه غریبت شدم/وتورا بخشنده پنداشتم و گناه کار شدم/تورا وفادار دیدم و هرجا که رفتم بازگشتم/تورا گرم دیدم و در سردترین لحظه ها به سراغت آمدم/تو مرا چه دیدی که وفادار ماندی</p>
<p>
حل شود صد مشکلم با گفتن یک یاعلی/قلب من خورده گره از روز اول باعلی/محرم میقات را گفتم چه گویی زیر لب/عاشقانه یک تبسم کردو گفتا علی</p>
<p>
روزی که خدا گل خلایق سرشت /بالای در بهشت اینگونه نوشت /بی مهر علی ورود اکیدا ممنوع /با حب علی بیا که بازست بهشت
"عید غدیر مبارک "</p>