کاش ، به همان اندازه ای که از حرف مردم میترسیم ...،
از تو می ترسیدیم ...
که اگر اینگونه بود دنیای ما دنیای دیگری بود ،
و آخرت ما آخرت دیگری ...
کاش ...
@09369493334 · ۶۸۵ امتیاز
★★★★☆ ۳ از ۵ (۷۱۷ رأی)
کاش ، به همان اندازه ای که از حرف مردم میترسیم ...،
از تو می ترسیدیم ...
که اگر اینگونه بود دنیای ما دنیای دیگری بود ،
و آخرت ما آخرت دیگری ...
کاش ...
خدایا ...
ما دنیا رو به خودمون غل و زنجیر کردیم، ولی آزادی و پرواز توقع داریم ...
واقعه ی کربلا اتفاق می افتد ...
هرگاه ؛
دلت با دینت نباشد ،
قدمت با قلمت نباشد ،
و عملت به قولت نباشد ...
آری بدون شک اتفاق می افتد ؛
هرگاه ... هرگاه ... هرگاه ...
بر قلهّ ی ِ دلتنگی نشسته ام ... ،
در قعر ِ تنهائی ...
خدایا ...
هیچگاه از تو نخواهم خواست که به بلا و امتحان و مصایب دچارم نسازی ؛
خونم که از دیگران رنگین تر نیست ...
ولی از تو میخواهم که صبر و توانش را به من عطا کنی و باز هم در کنارم بمانی ...
از یاد نمی برم که :
همیشه توجه اطرافیان به ما ، در زمان بیماری بیشتر از زمان صحت ماست ...
تو که جای خود داری ...
دیگر نامش بلا نیست ،
نامش عطا ست ...
توجه ات را که بیشتر کند ...
آجیل و هندوانه هم خوب است...؛
ولی دوست دارم اوّل کتاب را بیاوری و از آن طرفی بازش کنی که احتمال بیشتری داشته باشد بچّههایی که امشب توی خیابان میخوابند،
فردا صبح توی خانهی خودشان بیدار شوند...
باشی و بوسیدن َت بی وققه ... ،
نیستی و بی وقفه پوسیدن َم ...
نیمه ی ِ خالی اش جای ِ خالی ِ توست ... ،
نیمه ی ِ پُر َش هم پُر از حسرت ِ نبودن َت ... ،
خاک بر سَر ِ این لیوان ...
تنهائی یعنی ...
دل َم تنگ است ... ،
و این چیز ِ عجیبی نیست ...
پس از تو هوا همیشه پس بوده ...
خدایا ...
بعضی سرنوشت ها را ...
خیلی خرچنگ قورباغه نوشته ای ...
این تنهائی را ...
مانده ام که گریه کنم ... ؟
یا ...
گریه کنم ... ؟
این که مَردی و داری می لرزی ...
یعنی یک جای ِ کار بد جور می لنگد ...
به خدا گاهی آدم فرار می کند تا دست ِ کسی به او برسد ...
لحظه به لحظه ...
خیال در خیال ...
توام با تو ام ...
من مُرده شما زنده ... ،
حالا ببینید ... ! ،
اگر سنگ ِ ترازوی ِ جهنمّ گناه است ...
سنگ ِ ترازوی ِ بهشت تنهائی است ...
لطفا کاری به کارم داشته باش ...
من شب ها خیالبافی می کنم ... ،
روزها روزگار رج به رج َ ش را می شکافد ...
بعضی ها عاشق می شوند ...
بعضی ها عاق ... ،
می بینی ...
گاهی یک حرف خیلی روی ِ آدم تاثیر دارد ...
انگار یک حس ِ لعنتی ...
یک نیروی ِ لعنتی در ذات ِ تنهائی وجود دارد که آدم را مسحور می کند ... ،
گوش به فرمان و دست به سینه ... ،
در مقابل ِ خوب شدن ...
در مقابل ِ زندگی مقاومت می کنی ... ،
بد می مانی ... ،
بد می مانی ...