م

مهران

@مهرانII · ۱۵ امتیاز

☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)

م
مهرنگار ۱۳ سال پیش
پیام

سلام بچه ها!!!!!!!
خوبین؟سلامتین؟
بچه ها خداییش خیلی فعالیدها!!!!
من 3هفته فقط 3هفته نبودم اومدم میبینم که 100 صفحه به جک ها اضافه شده !!!
ترکوندین ها!!!!
درضمن می خواستم از سایلار و rango به خاطر پستاشون تشکر کنم
چشم بذارین امتحانا تموم بشه خودم 4جوکو میترکونم!!!!!!!!!!

م
مهرنگار ۱۳ سال پیش
پیام

درجواب yavare hamishe moomen میخواستم بگم دوست عزیز درسته شایدشما مشکلاتی داشته باشی مشکلاتی که هیچکس نمیتونه درکشون کنه منم نمیخوام بگم که بی خیال زندگیت شو ازاین جورشعارها بهت بدم ! همه مشکل دارن مال یکی بزرگتر ومال یکی کوچیک تر اما اینو بدون کسی درآخرموفق میشه که باوجود مشکلات زیادش بازم به خاطرنعمت هایی که داره وبقیه ممکنه نداشته باشنشون خداشوشکرکنه ویک هدف مهم تو زندگیش برای خودش تعیین کنه وتمام سعیش روبکنه تابه هدف اصلیش برسه شماهم سعیت روبکن تا به یک زندگی خوب وایده ال برسی این جوری درآینده میتونی به وضعیت الان به عنوان درس عبرت نگاه کنی منو بقیه 4جوکیاهم دعامیکنیم که موفق شی!
حالا یکم بخند نبینم سگرمه هات درهمه ها!!!!!!!وگرنه میگم خانم صادقی امتیازت روزیرصفرکنه!!!!!
یه لبخندکوچولو لطفن...!!!

م
مهرنگار ۱۳ سال پیش
جوک

من از RANGOیه سوال داشتم!
RANGOجان شما مادرت دبیر عربی دبیرستان نیستن عایا؟؟؟!!!
آخه این خاطره ای که درباره ی روزنامه های کثیرالانتشارنوشتی دقیقا دبیرعربیمون جلسه پیش درباره ی بچش گفت!!!!
لطفا جواب بده شاید از این 4جوک خیری هم به مابرسه!!!!!!!!

ن
نگار ۱۳ سال پیش
جوک

سلام بچه ها می خواستم بگم توجه کردین حال وهوای 4جوک عوض شده؟! اون اوایل بچه ها جوک میذاشتن و همه میخندیدیم و لایک میکردیم اما حالا علاوه بر جوک بچه ها از خودشون میگن واگه مشکلی داشته باشن بقیه دل داری شون میدن همه با هم صمصیمی شدن انگار 4جوک یه خانواده شده یه خانواده خیلی بزرگ ومهربون که همه به فکر همن!!!
حالا میشه من خواهر کوشولوتون باشم عایا؟؟؟!!!
خواهرکوشولو بچه های خانواده 4جوک!!چه باحال!!!!!!!!!!!!

ن
نگار ۱۳ سال پیش
جوک

راستش این مطلب جوک نیست موضوعش رو جوک دوستانه انتخاب کردم چون فکر می کردم این طوری افراد بیش تری می خوننش!یه سوال داشتم از همه شما که دم از معرفت و عشق ودوستی میزنین!شماها این عشقتون رو فقط بلدین به مخاطبای خاصتون ابراز کنین؟!تا حالا شده یه بار پاشین برین یه یتیم خونه وبچه های بی سرپرست رو ببینین ویکم بهشون محبت کنین؟تاحالا رفتین ببینی وضعیتشون چجوریه؟خیله خب بزارین من وضعیت13تا پسر بچه یتیم رو که تویکی از یتیم خونه های مشهد مستقرن رو بهتون بگم!سنشون بین4تا8ساله از لحاظ مالی خداروشکر کمک های مردمی زیاده و وضعشون شاید از بعضی از ماها بهتر هم باشه اما وقتی می ری پیششون تشنه ی یه ذره محبت اند میان کنارتون میشینن ومی خوان باهاشون بازی کنی!وقت خداحافظی هم کلی خواهش میکنن که نرین بعدم از تون قول میگیرن که زود بهشون سربزنین!آهای مسلمونا اصلا نه ایرانیا تا حالا یکبار فقط یکبار شده برین به این بچه ها سربزنین؟یا فقط سرگرم زندگی روزمره خودتون و مخاطب خاصتون واینترنت هستین؟

ن
نگار ۱۳ سال پیش
جوک

آفرین!واقعا آفرین به بچه های گل وگلاب و نازی که وقتی که دارن تو 4جوک می چرخن واحساس میکنن دستشویی دارن صبرنمیکنن تابه مرز انفجار برسن بلکه همون جا پامیشن میرن دستشویی وهی با خودشون نمیگن این صفحه ی آخره دیگه بعدش میرم!!!اما متاسفم براشون که به خاطر عجله ای که دارن دمپایی دستشویی رو خیس میکنن واقعا که!!!

م
مهران ۱۳ سال پیش
جوک

ما دهه هفتادیا بچگیامون عجب بازیایی میکردیما!
مثلا دختر بچه ها(دخمل بچه های همسایه هامون)جمع میشدن دستای همدیگه رو میگرفتن تندتند میچرخیدن وهی این شعر رو بدون هیچگونه خستگی میخوندن و تکرار میکردن:آلیسا آلیسا جینگیلی آلیسا هی
جینگیلیسه جینگیلیسه جینگیلی آلیسا
هی
جینگیلیسا جینگیلیسا جینگیلی آلیسا
هی
جینگیلیسه جینگیلیسه جینگیلی فرانسه
هی
عجب بچه های بانمک وشیرین عقلی بودن هااا!!!
اما الان همشون یه پا خانوم شدن برا خودشون!
هههههههههههی بچگی کجایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟

م
مهران ۱۳ سال پیش
جوک

صبح اول صبحی نشستم توتاکسی یه دختره با کلی افاده تا اومد بشینه بغل دستم،یهو با صدای بلند باد در کرد!خیلی خودمو کنترل کردم باور کنین خیلی،ولی یهو پوکیدم از خنده چشام هم پراشک...!بعد برداشته میگه چیه خنده داره؟!!منم گفتم پ ن پ این اشک شوقه توچشام!!!!

م
مهران ۱۳ سال پیش
جوک

دوستم چند روز سرما خورده بوده. بعدش مامانش براش گواهی مینویسه و میبره مدرسه که غیبت نزنن براش.
یه روز بعد از وقتی که گواهیو تحویل میده، ناظمشون صداش میکنه از سر کلاس میپرسه این چیه اوردی واسه من؟؟؟
میگه : گواهی دکترمونه دیگه
نگو مامان پسره دکتر زنان و زایمان بوده!

م
مهران ۱۳ سال پیش
جوک

مامان من وقتی که حس آشپزیش خییییییلییییییییی گل میکنه میره تو آشپز خونه و هر چی دستش میاد رو تو غذا میریزه وبه خورد ما میده!!!!!!!!!!
بعد هم که ازش میپرسیم اسم غذا چیه میگه قاطی پلو!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
شما هم از این جور غذاها میخورین یا فقط ما از همچین معجون های لذیذی لذت میبریم؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

م
مهران ۱۳ سال پیش
جوک

تعطیلات عید بود کل فامیل خونه ی ما جمع شده بودن به خاطر همین شبا همه تو هال می خوابیدیم خلاصه یه شب که همه چراغا به جز چراغ اشپز خونه خاموش بودو من هم رو تشک دراز کشیده بودم احساس کردم دماغم به مدت نیم قرن تمیز نشده واسه همینم به خیال این که همه خوابن دستم رو تا ارنج تو دماغم کردم و...!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
همین جوری توعالم خودم بودم که احساس کردم دوجفت چشم دارن نگام میکنن!!!!!!!
سرمو که چرخوندم دیدم بعععععععععله داداشم ودختر داییم زل زدن بهم وباتعجب نگام میکنن!!!!!
حالا هر چی فک میکنم که یه کاری بکنم طبیعی به نظر بیاد هیچی به ذهنم نیومدبعد با خودم گفتم به جهنم دیدن که دیدن!!!!!!!!!خیلی راحت چشمام وبستم وخوابیدم!!!!!!!!!!
ولی خدایی هیچ وقت طرز نگاه کردنشون رو فراموش نمی کنم انگار داشتن به یه قاتل زنجیره ای نگاه می کردن!!!!!!!!!!!
ملت دیگه جنبه هم ندارن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
والا به غرعان!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

م
مهران ۱۳ سال پیش
جوک

<p>
چند وقت پیش داشتیم ایفون تصویری نصب می کردیم بابام امتحانی رفت زنگ خونه رو زد مامانم اومد درو بازکنه بابام رو که میبینه میگه :
مهران مهران بیا این جا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
من:بله چی شده مامان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
زودباش بدو برو به بابات بگو بیاد بالا خودش روتو ایفون ببینه!!!!!!!!!!!!!
مامان پیشرفته است من دارم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!</p>