چه دعایی بکنم بهتر از آنکه خدا پنجره باز اتاقت باشد
(رائفی پور نامه)
@empress.Afsa · ۱۱۹ امتیاز
★★★★★ ۴ از ۵ (۶۹ رأی)
چه دعایی بکنم بهتر از آنکه خدا پنجره باز اتاقت باشد
(رائفی پور نامه)
سلنا گومز با 144 میلیون فالوئر و 60 میلیون دلار درآمد، به خاطر افسردگی حاد تو بیمارستان بستری شده؛
منم با موجودی 65000 ریال با آهنگای خودش قر میدم شادم :)
من: ضعف دارم حالم خوب نیس•_•
خانواده آمپول تقویتی هایی که دکتر هشت ماه پیش بهم داده بود رو درآوردند.(هشت تا داده بود لامصب سه تاشو با التماس نزدم) و درازم کردند
و من با هجده سال سن اشک تمساح می ریختم T-T
من: غلط کردمممم آییییی
و عمه ی دکتر را مورد عنایت قرار داد�
حالا آمپوله رو بهم زدن، میگن راه برو سریع پخش شه تو بدنت ضعفت از بین بره :/ یه دوتا قر هم بده :/ بعد غش غش خندیدند =|
بهزیستی: +_+
یه وقتایی اونایی که ولت می کنن دوستت دارن، فقط دیگه براشون سودی نداری
زندگی وزنه های زیادی روی دوشت میزاره
ولی اگه خوش بین باشی و سختکوش، یه روز به خودت میای می بینی وزنه بردار شدی...
دنیا مثل یه مسیره تو جاده ی پاییزی وقتی با ماشین عبور می کنی و بارون می زنه وشیشه بخار می کنه. دلت می خواد دیر تر برسی و بیشتر از خورشیدهای کوچولوی درختی لذت ببری
هرچه قدر مقصد دور باشه، زود می گذره و بهش می رسی
دنیا همینجوره. به زیبایی پاییز، به سردی شیشه، به بخشندگی باران و به کوتاهی مسیر...
دنیا چه خوب جایگاهیست برای آنکس که آن را جاودانه نپندارد
بهش پیام دادم رفیق تو جان و جانان منی دوستت دار�
جواب داده جزوه شیمی تو فردا بیار برام تنکس :/
رفاقت ها در مدرسه :)
چند ماه پیش عازم کربلا بودیم،(خدا قسمت کنه)
روز قبل حرکت تو مدرسه با رفیقم واستاده بیدیم که یک عدد حیف نان که خیلی به من کرم می ریخت (لامصب از صبر من خیلی سو استفاده می کرد -_-) از کنارمون رد شد و اوقاتم رو تلخ نمود :/
رفیقم: ولش کن حرص نخور تو فردا پرواز خارجی داری دیگه ایران نیستی :)))
من °_°
رفیقم ^-^
فرودگاه @_@
برگای آژانس های مسافربری T-T
ادمین :|
شما :/
دخترداییم ۴ سالش بود می گفت می خوام زن امیر علی(پسرخالش) بش�
خیلی نمک داشت می گفت خدای امیر علی گفته شبا نشسته آب بخورید *-*
حالا گودزیلاییش به کنار، خواهر بزرگش برگشت بهش گفت دیوونه ای؟ زن اون بشی خاله میشه مادر شوهرتا :/
خودش °~°
خالش -_-
من °_°
اینجور که اینا بنزینو گرون کردن دیگه خودسوزی هم نمی ارزه
پ.ن: ولی انگار برای یه عده سوزوندن اموال عمومی و حتی خصوصی می ارزید
داشتیم آنزیم هارو می خوندیم.
دبیر گفت بعله، اینا در دمای پایین چیزیشون نمیشه ولی در دمای بالا چطور میشن؟
من: گشاد میشن :)
ولی خیلی زوره هوا سرد باشه سوز سگ کش بیاد ولی بازم عرق کنی لباسات بوی گند بگیره :(
ملیکا سمپادی دهه هشتادی هم نشدیم یکم حرف بخوریم بعد مورد توجه قرار بگیریم.
ملیکا برگرد حسودیم شد بهت :)
برگرد دختر باید قوی باشه. پس فردا فرار مغز ها میشی میفته گردن ما فورجوکیا که نخبه مملکت رو پروندیم رفت :)
یادت باشه مثل شیشه باش که هرچی بشکوننش تیز تر میشه
و مثل میخ باش هرچی زدن تو سرت محکم تر شی (رائفی پور نامه)
چهارم ابتدایی بودیم، معلم می گفت بنویسید اینو
ما می گفتیم با خودکار بنویسیم؟(تازه از مداد گرفته بودنمون)
اونم می گفت نه با ذغال بنویسید :/
یه روز ذغال بردم مدرسه که با اون بنویسم نمدونم چرا ناراحت شد :)
در جواب اون دوست عزیزی که گفت توی بهشت مومنین قراره گیاه خوار بشن، خوبه بدونید خدا فرموده اونجا از گوشت هر پرنده ای که بخوان در دسترسشونه
(و لحم طیر مما یشتهون - سوره واقعه)
اون کره نهنگی که موقع توزیع برگه ها بلند اشهد ان لا اله الا الله سر میداد و می گفت هیچی نخونده بالاترین نمره ی زیست شناسی کلاس رو آورد. توی ریاضی هم نمره کامل گرفت.
نمیدونم چرا هروقت میام تمارض کنم خیط میشم :(
خودپسند هم همشیره ی پدرتونه
اندر احوالات یه کنکوری:
بدون حق استراحت،
اعمال فشار از طرف دبیران و خانواده،
بدون حق خور وخواب،
چاپیده شدن توسط مافیای کنکور، خودکارچی، کاج،گزینه ۹، خیلی بز و غیره،
استرس در حد مرگ زیر تانک،
بدون حق سر زدن به فورجو....
اون عاشق تنهایی بود و من از تنهایی بیزار بودم.
اون یکیو پیدا کرد که ارزششو داشت به خاطرش تنهاییش رو فدا کنه...
منم یکیو پیدا کردم که ارزششو داشت به خاطرش تنهایی رو تحمل کنم.
پ.ن: من و رفیقم :)
هالوین فقط اونجاش که روحانی بیاد بگه
برنامه های اقتصادی خوبی برای آینده داریم....
یهو کلیدشو از جیبش میاره بیرون و می خنده،
شبکه خبر برفکی میشه و بعد...
آذری جهرمی با یه ملافه رو سرش میاد تو توییتر میگه کم کم با اینستاگرام خداحافظی کنید! (غیب می شود)
هیئت وحشت تقدیم می کند :/
زی تیر نظر کرد و پر خویش بدو دید
گفتا ز چه نالیم؟ از ماست که بر ماست
امید وارم اینقدر مراقب خودتون باشید که این بیت رو به کار نبرید