سلام مجدد... این هم از سوتی های به دست آمده:
مامانم که به دستمال کاغذی میگه کاغذ دستمالی
همکلاسیم که شتربان با ایمان رو خوند شتران با ایمان
اون یکی همکلاسیم که تربچه رو خوند تَرْبَچه
خودم اومدم بگم منقرض گفتم منقضر
بعد به جای بوگیر با بوی انگور گفتم بوگیر با طعم انگور
خواستم بگم کی زنگ میخوره گفتم کی زنگ میزنه
بعد باحال تر از همه اینکه اومدم بگم از مدرسه اخراج شده گفتم از مخرجه اسراد شده...
حاصل چند روز زحمت و پیدا کردن سوتیه ها...