نمیدونم چرا وقتی ماژیک هایلایت میگیرم دستم تمام مطالب کتاب مهم میشه جوری ک با ی صفحه زرد روبه رو میشم : :|
اصن ی وضی:|
@Paristoo · ۲۰ امتیاز
★★★★★ ۴ از ۵ (۲۵ رأی)
نمیدونم چرا وقتی ماژیک هایلایت میگیرم دستم تمام مطالب کتاب مهم میشه جوری ک با ی صفحه زرد روبه رو میشم : :|
اصن ی وضی:|
انسان های ضعیف=انتقام می گیرند
انسان های قوی=می بخشند
انسان های باهوش=نادیده می گیرند
من=فحش میدم:| : ^___^
شعور و معرفت به ماشین و محل زندگی نیست!
مهم ذاته...
وگرنه ″گاو″ هم سواریش عالیه هم خونش وسط باغه و لباسشم 100 درصد چرم خالصه
تازه به جای من میگ ما!
تازه با معرفتم هست...
واقع بین باشی�
یا علی
زیباترین راز زندگیم را درچشمانت دیدم!
آن هنگام ک چشمانت ب من گفت
چی گفت؟
درگوش من گفت
چی گفت؟
خودش ب من گفت
چی گفت؟
آهااااان بیا
دستا شله!
اوووو اوووو
#خخخ
همه ی رفیق داریم ک نام شهرت اینطور بازی میکنه:
نام:حشمت
شهرت:حشمتی
شهر:حشمت آباد
ماشین:حشمتslx دوگانه
غذا:حشمت پلو رژیمی
میوه:حشمت انجیری
رنگ:حشمت خربزه ای مایل به خیاری
اشیا:حشمت پلاستیکی
:|
#parastoo
خیلی وقت بود نبودم:)
یادتون هست؟!
The undertaker
.
.
.
.
.
.
.
.
کاش می شد واسه دوثانیه هم که شده میدیدمت:)
(آندرتیکر❤)
❤parastoo taker❤
ماجراهای منو ننه خانم(مادربزرگ)^___^
من:ننه(کشیده بخونید)
ننم:جان�
من:0_o
ننم:چ مرگته؟!
من:آخیش ی لحظه فک کردم سرتون به جایی خو...ر..د..هههه(در حال لنگ کردن در حلق بنده)
ننم:فک کردی فقد مامیتو ددیت از این چیزا بلدن بیبی؟
من:ô_0
ننم:حالا بگو بینم چی میخواستی!؟فرندم کارم داره
من:میخواستم بگم اون شلواره بود دوباره گمش کردم تو خونمون میخواستم بیای پیداش کنی
ننم:همون جاست
من:ننه میدونم همونجاست میگم بیا پیداش کن واس�
ننم به نشونه تاسف سرشو تکون داد رف تو اتاق شلوارمو آورد
ننم:همین بود دیگ!؟شلوار کردیت؟(دقیقا شلوارکردیه بدون اون خوابم نمیگیره)
من:ممنون ننه اگ تو رو نداشتم میخواستم چ خاک رسی تو فرق کله ی داداشم بریزم(از این کارش تعجب نکردم چون زیاد ای بلارو سرم آورده)
ننم:باشه از جلو چشام خفه شو حوصلتو ندار�
من:آی لاو یو ننه^__^
پ.ن:این ماجراهای منو ننم ساختگیه قابل توجه
پ.ن:دعا کنید سایش بالاسرم باشه
دوستون دارم یاعلی
زنمرد نیستی اگ این کارو نکنی
برو ی نگا بکن تو آشپز خونه
اگ سینی پشت شیرآبتون نبود
بیا ی توف بکن تو این پست^___^
.
.
.
.
من خودم نگا کردم بود^__^
دلم میخواست وقت هایی ک حالم خوش نیست سرم را روی شانه ات میگذاشتم و خوابی خوش می کرد�
دلم میخواست لب هایت برای من بخندد ن برای دیگران!
دلم میخواست چشمانت برای من تر باشد
آه از این دلم میخواست ها
دلم میخواست هیچوقت دلتنگت نمی شدم!
Parastoo#
zibatarin royaye parastoo#
ننم گف:پرستو پاشو برو چایی بریز
منم حرف گوش کن پاشیدم چایی ریخت�
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
همین دیگ خواستم بدونین حرف گوش کنم????
پرستو حرف گوش کن^_^
اون روز نشسته بودم پیش ننم(مادربزرگ)
گفتم:ننه^__^
گف:ها
گفتم:میدونی نوه ات حافظ کل قرآنه^__^
گف:ببند دهنتو از این عرضه ها داری؟مگ از این قرآن کوچیکا:((
.
.
.
واس معلم قرآن پارسالم تعریف کردم تا مکه سینه خیز رف
پرستوکمر ترکیده:|
ناموسا با مای بی بی چیکار دارن آخه؟؟
خواهرزادم ی ماهشه لیتر لیتر رنگیمون میکنه چیکارش کنیم؟؟
حالا امروز ی فکری کردیم گفتم بگم شما هم بدونید واس بچه هاتون
از این شورت پلاستیکیا چن تا بگیرین بکنین پاشون بعدش مای بی بی رو پاشون کنین وقتی خرابکاری کردن شورتو درارین پرت کنین مای بی بی رو دوباره بپوشیش واسشون اگ دوباره خرابکاری کردن(ادرار)بود اون قسمت خشتکشونو با چاقو دربیارین پارچه نرم بزارین...
بلیا دیگا...^—^برید کیف ڪنید