م

مبین

@//// · ۲۵ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۶ رأی)

S
Sardar ۷ سال پیش
جوک

ﺍﺳﻢ: ﮐﻮﮐﺐ
ﺗﺤﺼﯿﻼﺕ : ﮐﻢ ﺳﻮﺍﺩ .
ﻣﺘﻮﻟﺪ : ﺩﻩ ﮐﻮﺭﻩ .
ﻋﻼﯾﻖ : ﺍﻻﻍ ﺳﻮﺍﺭﯼ .
*
*
*
*
ﻭﺣﺎﻻ ﻣﺸﺨﺼﺎﺕ ﻓﯿﺴﺒﻮﮐﯽ :
ﺍﺳﻢ: ﺳﺎﻧﺎﺯ
ﺗﺤﺼﯿﻼﺕ : ﻟﯿﺴﺎﻧﺲ ﮐﺎﻣﭙﯿﻮﺗﺮ
ﻣﺘﻮﻟﺪ : ﺗﻬﺮﺍﻥ ﭘﯿﺮﻭﺯﯼ
ﻋﻼﯾﻖ : ﺍﺗﻮﻣﺒﯿﻞ ﺭﺍﻧﯽ، ﻧﻮﺍﺧﺘﻦ ﭘﯿﺎﻧﻮ

S
Sardar ۷ سال پیش
پیام

همسر من با یه خاور زیر شد
اما نَمُرد
پای با پای کلاغان پیر شد
اما نَمُرد
صبح و شب میخورد ایشان بسته بسته قرص قلب
چند ماهی قرص قلبش دیر شد
اما نَمُرد
خواب دیدم خانمم سرطان گرفته چند تا
خواب این بیچاره هم تعبیر شد
اما نَمُرد
خواب اینجانب درست از کار در امد زنم ،
به سه سرطان خفن در گیر شد
اما نَمُرد
قاتلی بلفطره را کردیم استخدام خود
عازمش با کلت و با شمشیر شد
اما نَمُرد
گفت تنها چاره ات سمی زه مار افعی است
باغ وحهشا با زنم در گیر شد
اما نَمُرد
گفت درمان دردت چند قاشق از سم ماست (ما است)
من شمردم ، پنچ ،شش کفگیر شد
اما نَمُرد
چیز خور باید نمایی خانمت را چرت بود
سم درون معده اش تخمیر شد
اما نَمُرد
شب که شد پرتاب کردیم ش به استخر اسید
با اسید اما تنش تتحیر شد
اما نَمُرد
شب پلنگی خفت کردش لقمه ای چربش کند
گفتم اخر طعمه ی تقدیر شد
اما نَمُرد
نعره میزد هی پلنگ اما نمیدانم چرا
تا صدا رفت و فقط تصویر شد
اما نَمُرد
اتشی سوزان بیامد شهر ما نابود گشت
سوخت لامصب به رنگ قیر شد
اما نَمُرد
مشورت کردیم با القاعده در ماه می
کل سیستم با زنم درگیر شد
اما نَمُرد
انتحاری میزدند هر صبح و شب نامرد ها
همسرم صد بار غافلگیر شد
اما نَمُرد
منفجر کردند بمبی قد یک استادیوم
آسیا او را سیا تکفیر شد
اما نَمُرد
سیستم القاعده در گیر بهران شد از او
فوج فوج رزمند شان دستگیر شد
اما نَمُرد
مرتبط گشتیم با مرتاض مشهوری ز هند
خواند او وِردی خودش جن گیر شد
اما نَمُرد
لااقل هر روز می آمد خدا هم شاهد است
صد دفعه مامور مرگ تحقیر شد
اما نَمُرد
گرگ میگ میگ عاقبت در بند کرد میگ میگ را
نقشه مان چون گاو نُه من شیر شد
اما نَمُرد
گفتم اینجا مشکل از چی بود اخر پیر مرد
این همه ترفند بی تاثیر شد ؟
اما نَمُرد ؟
چای میخورد پیر مرد قندی به حلقش گیر کرد
مُردش اخر پیر مرد و چه زودی دیر شد
اما نَمُرد !!!!!!

S
Sardar ۷ سال پیش
جوک

آقا ما بچه بودیم یه آبمیوه گیری داشتیم ...که وقتی روشنش میکردیم رسما رم میکرد!! علاوه بر صدا و ویبره میرفت یه دوری هم توی آشپزخونه میزد!!!
.
.
.
.
اونوقت مامانم منو مامور میکرد که اینو نگه دارم که خودش اب هویجارو بگیره..دقیقا حس اون کارگرایی رو داشتم که آسفالت سوراخ می کنن????