ف

فائزه

@$#faeze#$ · ۹ امتیاز

★★★★★ ۴ از ۵ (۱۴ رأی)

ی
یاکریم کچل ۸ سال پیش
جوک

یه بار برای یه امتحان تقلب نوشته بودم چسبونده بودم به جلد کتابی که زیر دستم بود بعد خانوممون خیلی عادی اومد سر میزمون قشنگ کتابمونو زیرو رو کرد گفت اینا چیَن ؟؟ منم گفتم خلاصه نویسی این درس تازه بهش درسم نشون دادم⁦:-P⁩ جالب اینجای یه ساعت تقلب نوشتم هیچ کدومشون تو امتحان نیومده بودن
خدایا از این بلایا رو سر هیچکی نیار ⁦⁦:-)⁩

ی
یاکریم کچل ۸ سال پیش
جوک

7واقعیت در دنیا
۱. شما نمیتوانید توی چشمتون صابون بریزید.
۲. شما نمیتوانید موهایتان را بشمارید
۳. شما نمیتوانید نفس بکشید درحالی که زبانتان بیرون است.
۴. شما مورد سوم را انجام دادید
۵. زمانی که مورد سوم را انجام دادید فهمیدید که میتوانید اما شبیه یک حیوان با وفا شدید .
۶. الان لبخند می‌زنید درحالی که سرکار رفته آید .
۷. به اشتراک بگزارید تا بتوانید انتقام بگیرید.

ی
یاکریم کچل ۸ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم که یه روز آبجی کوچیکم که یه سالشه منو میزد می‌گفت دَ دَ چشمتون روز بعد نبینه یدونه زد تو صورتم که تا فیها خالدونم سوخت منم کم نیاوردم و دستای کوچیکو نازشو گرفتم تو دستم و قشنننننگگگ گازش گرفتم و بعدش گفتم گاس گاس (گاز) بیچاره اینقدر بهش فشار اومد قشنگ چند تا صدای عجیب ازش در اومدو یه بوهاییم بعدش به مشام می‌رسید .
نتیجه اخلاقی: همیشه حقتان را با چنگ و دندان بگیرید .

ی
یاکریم کچل ۸ سال پیش
جوک

چند وقت پیش رفتم آرایشگاه که موهامو پسرونه بزنه بعد یه عکس رابرت پتینسون بهم نشون داده میگه این مدل بزنم ؟ منم گفتم آره بزن خیلی خوب میشه وقتی که زده موهامو مرتب کردو گفت
.
.
‌.
.
.
وای گلللمم شبیه لی مین هو شدییییی^_^
من در اون لحظه @_@
خدایااااا خودت ظهور کن .#_#