*-*ɑʁιɑиɑє
یه بارم بیمارستان بودم از پشت بلندگو اسممو صدا کردن کلی ذوق کردم
بعدش گفتن سریع تر مدفوعتون رو بیارید تحویل بدید
نابود شدم :)
@13820810 · ۱۳۹ امتیاز
★★★★★ ۴ از ۵ (۱۳۶ رأی)
*-*ɑʁιɑиɑє
یه بارم بیمارستان بودم از پشت بلندگو اسممو صدا کردن کلی ذوق کردم
بعدش گفتن سریع تر مدفوعتون رو بیارید تحویل بدید
نابود شدم :)
*-*ɑʁιɑиɑє
از افتخاراتم اینه که عضو همه ی شبکه های اجتماعی بودم
حتی یجا هم بود فقط منو صاحب سایت بودیم یارو روزی دوبار میگفت "نامووووصن اینجا رو از کجا پیدا کردی ؟؟؟!"
*-*ɑʁιɑиɑє
یکم به تلگرام اهمیت دادیم اونم هزینه بردار شد فقط 10 برابر حجمش واسش فیلترشکن های مختلف دانلود کردم :/
*-*ɑʁιɑиɑє
مردم ایران رفتن زیر پیج اینستاگرام ترامپ گفتن
"داریم انقلاب میکنیم کمکمون کن"
آدم قحطه ؟؟؟!!!
اینو خود آمریکایی هام قبول ندارن شما میری میگی بیا ما رو نجات بده ؟؟!
یکی باید آمریکا رو از دست این نجات بده :/
*-*ɑʁιɑиɑє
خوشگليه يه دختر به شعور ، شخصيت ، حيا و طرز حرف زدنشه ، بقيش با يه دستمال مرطوب پاک میشه ^_^
*-*ɑʁιɑиɑє
پرتقالی که سبز باشه و هسته داشته باشه پرتقال نیست که حاصل کصافط کاریه پرتقال و لیموشیرینه :/
*-*ɑʁιɑиɑє
دانشگاه فقط اونجاش که میری تو دستشوییِ دانشگاه زاااااارتی میگوزی
بعد که میای بیرون میبینی
استادت در حالی که داره دستاشو با مایع میشوره زل زده بهت :)
*-*ɑʁιɑиɑє
تازه عروسا رو هیچوقت تو اینستا فالو نکنین
تا یکسال فقط با کپشن های من و همسری ، غذای همسری ، کادو همسری ، عن همسری و ... روبرو هستین :=|
*-*ɑʁιɑиɑє
یادش بخیر یکی از این پیرای فامیل یادمه میگفت :
"میرسید خونه سلام کنید حتی اگه کسی هم خونه نیس
که اجنه بفهمن اومدید پنهان بشن"
حالا که دارم فکر میکنم میبینم بذر اسکلی رو اون توی من کاشت :/
*-*ɑʁιɑиɑє
زلزله دوست داره از ایران خارج بشه ولی عوارض خروج از ایران گرونه میفهمین ؟؟!
فعلا همینجاس داره با زیر شلواری راه راه میچرخه و ایران گردی میکنه :-/
*-*ɑʁιɑиɑє
"آلودگی هوا در مرز هشدار" فقط اونجاش که پسره تو ماشین داشت به دختره تنفس دهان به دهان میداد و قلبش رو ماساژ میداد تا به زندگی برگرده
*-*ɑʁιɑиɑє
من پله هایی از جنس سنگ را با پاهای خسته ام طی نمود�
و به اتاقی پر از ناگفته ها رسید�
و به دری که رو به اتاق تفکر باز میشد رسیدم و چنگ بر دستگیره اش نهاد�
و در اتاق را گشودم و خود از جامه بی جامه کرد�
و بنشستم بر لبه ی پرتگاهی که سوراخش همچو کهکشان راه شیری عمیق بود و خود را از فشار های کلیوی رها نمودم و باز گشتم در تخت�
داستان دشویی رفتن من ^_^
*-*ɑʁιɑиɑє
تویی که با دماغ عملی و ابروهای اصلاح کرده و شلوار تا مچ و کفش کالج میری تو قهوه خونه استوری میزاری ، میری انجا لپتو نمیکشن ؟_؟!!!
*-*ɑʁιɑиɑє
تو بیو چنلش آیدیشو زده نوشته "ارتباط با ما" بعد که پی ام میدی جواب نمیده ، میاد تو چنل میگه لطفا مزاحم نشید ://
اینا رو هرجور بکشی حلاله
*-*ɑʁιɑиɑє
ولی بیاید قبول کنیم اون پیرمرد و پیرزنایی که دیابت دارن اما یواشکی شیرینی میخورن خیلی ناز و جذابن :)
*-*ɑʁιɑиɑє
از غوغای جهان فارغو اونی باید بزنه بیوش که هنوزم وقتی پیتزا پنج تومنی میخره اول عکس میگیره :)
*-*ɑʁιɑиɑє
خواهر گلم شما ميتونى پشت مانتوت بنويسی عای عم شاخ ، ولی اون شلوار و بلوز پاره رو نپوش برگات قنديل ميزنه بخدا •_•
*-*ɑʁιɑиɑє
یه بار با خانواده و فامیل دسته جمعی رفتیم پیک نیک
وسط شام بودیم که من یهو عطسم گرفت :/ جمعم یهو ساکت ساکت شده بود
یهو همرا عطسه گوزیدم :)
هیچی دیگه جمع پوکیددددد از خنده منم ک سررررخ شده بودم مامانمم که مونده بود چی بگه انداخت گردن دختر زیرانداز بغلی ، هی هم میگفت خخخخ اره دختره زیادی نوشابه خورده و میخندید :-/
*-*ɑʁιɑиɑє
یه روز داشتم تلفنی با دوستم حرف میزدم بعد یهویی دوستم ایسگامو گرفت :/ بعدش ساکت شد و هیچ حرفی نزد منم قطع کردم
چند لحظه بعد تلفنم زنگ خورد منم فک کردم دوستمه به شمارش نگاه نکردم گفتم : کصافطه "گوه" تو "گوز" میخوری ایسگا منو میگیری عن خانوم :(
یهو دیدم جای دوستم مامان بزرگم پشت خط بود :)
زیاد بستری نشدم دکترا گفتن شانس اوردم که شدت قابلمه ی پرتابی از سمت مامانم خیلی زیاد نبوده :)
*-*ɑʁιɑиɑє
گروه خونوادگی جاییه که زنِ پسرخاله که الان پسرخاله پیشش نشسته تو خونشون ، بجای اینکه تو روی شوهرش نگاه کنه بگه دوست دارم ، میاد تو گپ میگه «خیلی دوست دارم آقا ناصر :) تقدیم به شوهر گلم»
تف تو حستو خودتو آقا ناصر :/ نمودی دیگه :/