ɑ

ɑʁιɑиɑє

@13820810 · ۱۳۹ امتیاز

★★★★★ ۴ از ۵ (۱۳۶ رأی)

ɑ
ɑʁιɑиɑє ۸ سال پیش
جوک

*-*ɑʁιɑиɑє
من پله هایی از جنس سنگ را با پاهای خسته ام طی نمود�
و به اتاقی پر از ناگفته ها رسید�
و به دری که رو به اتاق تفکر باز میشد رسیدم و چنگ بر دستگیره اش نهاد�
و در اتاق را گشودم و خود از جامه بی جامه کرد�
و بنشستم بر لبه ی پرتگاهی که سوراخش همچو کهکشان راه شیری عمیق بود و خود را از فشار های کلیوی رها نمودم و باز گشتم در تخت�
داستان دشویی رفتن من ^_^

ɑ
ɑʁιɑиɑє ۸ سال پیش
جوک

*-*ɑʁιɑиɑє
یه بار با خانواده و فامیل دسته جمعی رفتیم پیک نیک
وسط شام بودیم که من یهو عطسم گرفت :/ جمعم یهو ساکت ساکت شده بود
یهو همرا عطسه گوزیدم :)
هیچی دیگه جمع پوکیددددد از خنده منم ک سررررخ شده بودم مامانمم که مونده بود چی بگه انداخت گردن دختر زیرانداز بغلی ، هی هم میگفت خخخخ اره دختره زیادی نوشابه خورده و میخندید :-/

ɑ
ɑʁιɑиɑє ۸ سال پیش
جوک

*-*ɑʁιɑиɑє
یه روز داشتم تلفنی با دوستم حرف میزدم بعد یهویی دوستم ایسگامو گرفت :/ بعدش ساکت شد و هیچ حرفی نزد منم قطع کردم
چند لحظه بعد تلفنم زنگ خورد منم فک کردم دوستمه به شمارش نگاه نکردم گفتم : کصافطه "گوه" تو "گوز" میخوری ایسگا منو میگیری عن خانوم :(
یهو دیدم جای دوستم مامان بزرگم پشت خط بود :)
زیاد بستری نشدم دکترا گفتن شانس اوردم که شدت قابلمه ی پرتابی از سمت مامانم خیلی زیاد نبوده :)

ɑ
ɑʁιɑиɑє ۸ سال پیش
جوک

*-*ɑʁιɑиɑє
گروه خونوادگی جاییه که زنِ پسرخاله که الان پسرخاله پیشش نشسته تو خونشون ، بجای اینکه تو روی شوهرش نگاه کنه بگه دوست دارم ، میاد تو گپ میگه «خیلی دوست دارم آقا ناصر :) تقدیم به شوهر گلم»
تف تو حستو خودتو آقا ناصر :/ نمودی دیگه :/