م

مهدی

@mehdi8200 · ۱۹ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۸ رأی)

م
مهدی نمک ۸ سال پیش
جوک

مورد داشتی�
دختره رفته داروخونه گفته:دکترجان،دماغم چرک کرده کیپ شده،قرص درمانشو میخوا�
یارو دکتره هم گفته:چند بسته؟
دختره هم جواب داده:نزدیکا ساعت ۵ صبح بود که بیدار شدم و دیدم دماغم بسته
درضمن،هیچی راجع به دکتره نمیگن چون عادت کرده بود،فقط ۳ بسته آرامش بخش زد بالا

م
مهدی نمک ۸ سال پیش
جوک

اعتراف میکن�
یه بار کلاس چهارم دبستان، خانوم معلم داشت یکی از بچه هارو تنبیه میکرد و گفت:چرا همچین کار بدی انجام دادی؟
پسره هم گفت:خانوم ...فلانی بهمون گفت اینکارو بکن
معلمم گفت:مگه یکی میگه برو توی جوب تو باید بری
عاغا منم جوگیر شدم اون وسط بلند شدم و (البته شاگرد اول کلاس بودم و معلما منو قبول داشتن ، فقط ادبم یکم خورده شیشه داشت از همون انفوان کودکی)....گفتم:درسته!!!
هرکی بهت گفت کمر بندتو بکش بیرون تو باید بکشی شلوارت بیفته و بگی ناهار مهمون ما؟
نمی دونم چی شد بعدش (دلمم نمیخاد بدونم)
اینم یکی از موردای جک 233162

م
مهدی نمک ۸ سال پیش
جوک

تا حالا میدونستید
تهه بد شانسی یک پسر چیه؟
اینه که بره دست به آب و موقعی که خواست واقعا بزنه دست به آب ،ببینه رد داده و نیست اندکی آب
حالا تهه بد شانسی دخترا چیه؟
اینکه بره دسه به آب و موقعی که خواست واقعا بزنه دست به آب ،ببینه رد داده و نیست اندکی آب و همان لحظه پیدا شود یک سوسک فاظلاب
اشکم درومد
خانوما شرمنده روزتون عیدتون رو خراب کرد�
به امید دیدار(دیدار من نه ها!!!! دیدار خودتون تو چنین وضعی)

م
مهدی نمک ۸ سال پیش
جوک

تا حالا دقت کردین
وقتی میریم استادیوم یه دو راهی شخصیتی درونمون به وجود میاد
که آیا ;
تیم خودمون رو تشویق کنیم
یا
به تیم حریف فحش بدی�
حد وسطش هم اینه که با یه فحش تیم خودمون رو به تیم حریف برتری ببخشی�
که نمی تونم واستون مثال بزنم آخه مدیر فورجوک با خانواده نشسته

م
مهدی نمک ۸ سال پیش
جوک

ادامه خاطره کد 233254
ناظم گفت:خب بیا بریم ببرمش دفتر
منم واس اینکه تابلو نشه ناظمو تا کلاس همراهی کردم و وفتی رسیدم یکم مکث کردم با نگاه به دور و بر
بعد ناظم گفت کی بود
منم گفتم اقا رفته
ناظم گفت:مگه بچه کلاس خودتون نبود
منم گفتم :نه آقا ،فکر کنم سوم یا دوم بود !!
ناظم گفت:خب هیچی
منم رفتم نشتم تا معلم اومد و درس رو شروع کرد که 10 دیقه بعد ناظم اومد با اجازه معلم منو برد بیرون
آقا ماهم با خودمون گفتیم فهمیده که دیدم منو برد داخل یکی از کلاس های سوم و گفت کدومشون بود
منم که فهمیدم ول کن ماجرا نیست عادی ادامه دادم و گفتم تو این کلاس نیست
همینجور ادامه دادیم که رسیدیم به یکی از کلاسای دوم و من همون پسره که کلمن رو شکسته بود دیدم و سریع گفتم خودشه آقا
اونم اومد بگه که من نشکوندم در جا پریدم وسط حرفش و گفتم دروغ نگو نصف بچه ها دیدنت(حال قضیه یه چیز دیگه بود بیچاره کلمنو شکوند ،ولی من بهش اتهام تف کردن رو زدم و خوش نفهمید خخخ)
اونم سرشو انداخت پایین و گفت آقا عمدی نبود
ناظم هم گفت عمدی یا غیر عمدی ،کارت اشتباه بود
منم فرستاد سر کلاس
یکی حق من کمتر از وزیر خارجه بودنست آیا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

م
مهدی نمک ۸ سال پیش
جوک

بخونید!!!آخر خندست
امروز براتون میخام یکی از خاطرات دوران دبستانم که صادق آتیش پارگی من از همون دوران بچگی بود رو براتون تعریف کن�
درست بهمن و اواست زمستون بود،مدرسه ما هم دو طبقه بود و کلاس ما طبقه بالا ،دقیق بالای زنگ مدرسه(البته واس خودش زنگوله ای بود چون دستی بودا!!!) به هرحال،ماهم کلاس چهارم بودیم و بیش فعال:خلاصه یه روز کرممون وول میخوره و میرم در پنجره و ار اونجا تف میکردم رو سر بچه ها(چندش هم خودتونید،یه چندتاشون هم اومدن سراغم اما یا منو می شناختن سر رفاقت می بخشیدن یا اینکه نمیشناختن و رفقام بهشون می فهموندن(باید بگم که نمرم 20 بود ولی از اون ته کلاسیای جنتلمن)بگذریم، همون طور ادامه میدادم که زنگ تفریح داشت تموم میشد و من هم خاک توسرم،تف آخرو که انداختم ناظم اومد زنگو بزنه که یدفع..............................
شلــــــــــــــــــــــــــــــــپ
مث تگرگ افتاد وسط کلش اونم سریع کلشو برگردوند و تقریبی مارو دید،منم که دیدم داره از پله ها میاد بالا مرگ جلو چشام دیدم و یه فکری کرد�
سریع رفتم کلاه و شال گردن رفیقم و عینک یکی دیگرو قرض گرفتم و بهشون گفتم باهام بیاید
ما هم شبیه مافیا را افتادیم تا رسیدیم نصفه پله ها و از یه زاویه کور یه پسر رو دیدم که سراسیمه داره کلمن(بشکه آب آخه اون موقه که آب خوری نبود مشتی)رو بر میداره و آب هم داره از کلمن چکه میکنه ،همین طور که دید میزدم یاد گرفتاری خودم افتادم و همون موقع ناظم رو چند قدمی خودم دیدم،منم سریع با رفقام رفتم جلوش و تند تند گفتم،آقا اون کلاسمونه ناظمم گفت کی منم گفتم همون که اون کار بد رو انجوم دارد ناظم گفت آهاا اون بی شعور توی کلاس شماست منم گفتم آره آقا
-خب بیا بریم ببرمش دفتر
بقیه داستان فردا به امید خدا

م
مهدی نمک ۸ سال پیش
جوک

- تا حالا می دونستید شباهت پراید و لامبورگینی چیه؟
:اینکه برای سواری با هر دوشون نیاز به گواهینامه خلبانی هست
- و میدونستید که مزیت پراید نسبت به لامبورگینی چی هست؟
:اینه که هیجان رانندگیش به مراتب بیشتر و 3D تره
- حالا اینارو بیخیال ، میدونین مزیت لامبورگینی نسبت به پراید چیه؟
:اینکه بعد از سفر عمرت کفاف میکنه خاطراتت هیجانیتو واس بقیه تعریف کنید
حالا نتیجه چیه؟
اینکه پراید بسیار بهتر از لامبورگینیه
حالا چرا؟
مگه نشنیدید که میگن "مرگ حقه"
حالا دلیل برتری پراید اینه که هر روزو شب پیگیر حق صحابشه; لامصب اصلا به وکیل پایه یک دادگستری گفته زِِِکی

م
مهدی نمک ۸ سال پیش
جوک

یکی از فانتزی های من اینه که در انفوان عاشقی یه فروشگاه سی دی و دی وی دی داشته باشم و دختر مورد علاقمم هر روز بیاد ازم سریال کره ای بخره،منم بعد 2 سال توی خودم نگه داشتن ،برای یک دفعه که شده بهش بگم دوست دارم و درست زمانی که میاد قسمت آخر سریال سرنوشت رو بخره :من بگم فروشی نیست و اون بگه چرا عزیز(به عزیزم توجه کنید چون مهمه( و منم بگم که: کاش کلمه ی دومی که گفتی رو دوسال پیش دقیقا زمانی که مجبور نبودم واس تو ؛به فیلمام 88 درصد آف بزنم که درآمدم روزانم نشه یه بسته پاستیل سایز اسمال،با لحنی مهربان میگفتی "و از پنجره نمای بیرون رو تماشا کنم که اون بعد 5-4 ثانیه هنگ بگه که:هااااااا!!یعنی تووووو........ منم سریع برگردم و با لحنی به صورت آخر بم بگم :بله من ........،من همیشه ........... ، من شب و روز به فکرت بودم و رویام تو بودی ،و اونم بعد از زل زدن توی چشام و بوجود اومد چند ستاره کوچیک توی چشاش(مثل انیمیشن ژاپنیا)
چنان با کیفش بزنه دره فَکَم که آدامس شیک توی دهنم رو از دندونام تشخیص ندم و سریع جمــــــــــــع کنه و بـــــــــــــــــره!........
منم کرکره مغازه رو واس همیشه بکشم پایین و برم خونه!!!!
و بعد از دوماه گریه کردن در اثر کمبود ویتامن ندیدن اون دختره از دست برم و دکترا با تکون دادن سر پدر و مادرم رو نا امید کنند و درست در همون لحضه عشق من دوون دوون بیاد بالای سرم نگاه به چشمام کنه و با گفتن: (قسمت آخر سریال رو برام نریخته بودیا) و ماسک رو از دهنم برداره و بره و گلاب به روتون پی پی کنه به فانتزی ما و جون نداشتمون
ببخشید زاغارت در اومد
مشاور هم رفتم گفته این شر و وراتو با کسی میون نذار که ویروسیه
البته همه شماها خودمونی و یه پا شایرید(شایر یعنی شر گو)
تا شری دیگر خدافظ

م
مهدی نمک ۸ سال پیش
جوک

میگـــــــــــــما!!!
شماها هم وقتی به یاد یه سوتی که خیلی وقت پیش دادین میوفتید به خودتون فحش میدین یا فقط من همچین مرض ناشناخته لاعلاجی دارم؟
حتی چند روز پیش کار به چاقوکشی رسید پدرم اومد جدامون کرد!!!!
الانم دنبال مجوز کلاش یا کُلتم ،مغزشو بریزم دهنش
;دستو پا چلفتیه مشنگوووو );