م

مهدی

@MR.MATADOR · ۲۴ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۸ رأی)

M
MR.MATADOR ۸ سال پیش
جوک

مرده میره مدرسه پسرش میبینه طبقه ی اول نوشتن(محل نگهداری دانش آموزان باهوش)میپرسه میگه آقا بچه ما اینجاست
مستخدم میگه اسمش چیه؟
مرده میگه گل مراد
اون میگه نه اینجا نیست.
میره طبقه دوم میبینه نوشته(محل نگهداری دانش آموزان متوسط) میبینه اونجام نیست.
میره طبقه سوم میبینه نوشته(محل نگهداری دانش آموزان احمق وگیج)میبینه اونجام نیست.
میره طبقه چهارم میبینه نوشته(محل نگهداری گل مراد)

M
MR.MATADOR ۹ سال پیش
جوک

با دوتا از دوستام رفتيم دانشگاه اعتراض بزنيم آخه استاد بهمون داده بود 9.5 كه مثلا مشروط نشيم.
استاد برگه سه تامونو كشيد بيرون دوباره هركاري كرد هيچكدوممون بيشتر از 6 نشديم.
9.5 شد 6 جهنم چيزي كه باعث آبروريزي شدسه تامون آخربرگه امتحان نامه نوشته بوديم عمم فوت كرده بود نتونستيم بخونيم. استادهمچين نگاه مي كرد.

M
MR.MATADOR ۹ سال پیش
جوک

دیشب انقدر مقاله خوندم از ماکروسافت و اپل، ساعت ۲ خوابیدم… وقتی خوابیدم تو خوابم دیدم زنگ زدم به استیو جابز گفتم امروز بریم بستنی بخوریم گفت باشه میام. بعد زنگ زدم رئیس شرکت سونی با اونم هماهنگ کردم. بعدش یه زنگی هم با بیل گیس (بلقیس) زدم گفتم ساعت ۴ بیا فلکه دوم.
بعدش ۳ تایی بیل گیس رو پیچوندیم رفتیم تجریش. بیل گیس زنگ زده میگه دیگه ادم حسابت نمیکم. اگه اومدم باهات بیرون . منم تو خواب دارم میخند�
صبح پاشدم مامانم میگه با کی قرار میذاری تو خواب

M
MR.MATADOR ۹ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم یه بار ۱۴فروردین معلم داشت دفتر مشقا رو نگاه میکرد منم ننوشته بودم ۳نفر مونده بود نوبت من بشه زدم زیره گریه بعد ۱۰دقیقه گریه معلم پرسید چی شده؟ گفتم دفتر مشقمو دزدیدن نیست!
هیچی دیگه یه ۲۰ به من داد به بقیه هم یه منفی داد! یه همچین ادم با سیاستی هستم من

M
MR.MATADOR ۹ سال پیش
جوک

با یکی از دوستام رفته بودیم خونه ی یکی دیگه از دوستام. اتاقش حسابی به هم ریخته و پر اشغال بود. ما رفتیم نشستیم PES بزنیم. دوستمم شروع کرد به جاروبرقی کشیدن اتاق. ما همینطور که بازی میکردیم تک و توک تخمه هم میخوردیم. یهو من یه شوت از راه دور زدم که خورد به تیر دروازه، دوست بیچاره ی منم که داشت تو همون لحظه تخمه میخورد، هول شد پوست تخمه پرید تو حلقش. آقا این بدبخت شروع کرد به دست و پا زدن. دوستم جاروبرقی رو انداخت پایین و رفت آب بیاره. منم همراش رفتم که یه تیکه نونی چیزی بیارم که بخوره شاید پوست تخمه رو ببره پایین. خلاصه وقتی برگشتیم تو اتاق خشک شدیم!
دوستم جارو برقی رو گرفته بود و لولشو گذاشته بود تو حلقش!!!!! گفتیم چیکار میکنی؟! گفت میخوام پوست تخمه رو درش بیارم!!! ما هم بیخیال خفگی طرف شدیم و پخش زمین شدیم!
خدایا… این دوستان مبتکر و خلاق رو از ما نگیر!