L

Leayla

@L@eyla · ۳۳ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۳۰ رأی)

l
leayla ۸ سال پیش
پیام

بايد ميبودى ...
بايد ميبودى تا دست تو دست هم، خيس بشيم زير بارون ارديبهشت ...
موهاى خيسمُ از تو پيشونيم كنار ميزدى و با خنده ميگفتى ببينمت، سرما نخورى جوجه ...
بايد الان دستامُ ميذاشتى تو جيبت و خيابوناى اين شهر، عشق ميكردن از قدم هاى كنار همِمون ...
تا قند تو دلم آب ميشد از خنده هاتُ، يواشكى، وقتى حواست نبود، نگات ميكردم و لبمُ گاز ميگرفتم از حجم دوست داشتن�
تا يجورى كه نفهمى، آروم سرمُ بالا ميكردم و نگام به آسمون، خدا رو شكر ميكردم واسه داشتنت
چند تا قطره بارون ميريخت تو چشامُ ميخنديد�
از خنده ى من، لبات وا ميشد و ميگفتى
قربون خنده هات... اينجورى دلبرى نكن كه واست ضعف ميكن�
تو همه ى اينا رو به من بدهكارى، حسرت داشتنت تو اين ارديبهشت بارونى، جون ميگيره،
خيلى سخته ...

l
leayla ۸ سال پیش
پیام

...
کاش من پسر بودم ...
کاش پسر بودم و نشون میدادم چطور باید با یه دختر ...
با کسی که عاشقشی چجور رفتار کنی ..
براش شعر میگفتم ..
تو چشماش نگاه میگردم و مولانا میخوند�
دستشو بی ترس از هیچکس محکم میگرفتم ..
و بی توجه به آدما تو خیابون وایمیستادم جلوش یهو ..
موهاشو کنار میزدم و میگفتم تو چرا انقد نازی اخه؟
از موهاش تعریف میکردم ...
از دستاش ... از برق چشماش ...
از خط منحنی زیبای لبخندش ...
انقدر از زیباییاش میگفتم تا دیگه محتاج شنیدن تعریف و تمجید از هیچکس دیگه ای نباشه ...
شب اول اونو میخوابوندم پشت گوشی بعد خودم میخوابیدم ...
صبح بی خبر میرفتم سر راهش 
هول هولکی یه شاخه گل میدادم بهش
صورتشو میبوسیدم و فرار میکردم ...
و فدای صدای خنده هاش از دور میشدم 
اگه بهش شک میکردم ..
اگه بدبین میشدم ...
اگه اشتباه میکرد... فراریش نمیدادم ...
تنها ولش نمیکردم..ترکش نمیکردم ...
در عوض سرشو میبوسیدم و با مهربونی ته تو قضیه رو درمیوردم ..
بهش توجه میکردم ...
براش کتاب میخریدم ... یا لاک ... یا یه روسری اون رنگ که دوس دارم خودم ...
با این چیزا کوچیک سوپرایزش میکردم دیگه ...
هیچوقت نمیزدم تو ذوقش حتی اگه خسته بودم بی حوصله بودم عصبی بودم ...
از سر تا پاش ایراد نمیگرفتم ، تغییرش نمیدادم ...
نمیکوبیدم از نو بسازمش ...
همونجور که بود با همون قیافه فداش میشدم ...
به درد دلاش گوش میکردم هر چند مدت یبار...
میفهمیدم چقدر حساسه و مرد میشدم واسه غمهاش ...
فدای لوس شدناشو بی طاقتیاش میشدم ...
از اون دختری میساختم که دیگه نه اون کسی غیر من رو بخواد ... نه من کسی مثل اون به چشمم بیاد ...
کاش من پسربودم

l
leayla ۸ سال پیش
پیام

از ميان تمام مرد های دنيا ، با تمام مشاغل عجيب و غريبشان من عاشق مردهای تعميركارم ، مردهایی با دست های زمخت به دنبال پيچ های نازك و باريك ، مردهايی كه دنبال دوباره ساختن اند ، نه از نو خريدن ، نه دور انداختن ، مرد های با صبر و حوصله ايی كه ساعت ها وقت پای پيدا كردن قطعی سيم می گذارند حتی اگر پول ده تا از نو خريدنش را داشته باشند.
اصلا يكی از شرط هايم جدا از هزار و يك اما و اگر های امروزی تعمير بلد بودن است .
مردی كه تعمير كردن بلد باشد تا پيچ رابطه شل شد زير كاسه كوزه ی همه چيز نميزند ، قاطی عصبانيت اش چشم هايش را ريز ميكند و با دست های زمخت اش دنبال پيچ های نازك و باريك می گردد ، تا سيمی قطع شد تا جايی نشت كرد ، دورم نمي اندازد نمی رود يك نو اش را بخرد ، مردی كه تعمير كردن بلد باشد بيشتر از تمام مردهای دنيا ماندن پای انتخابش را بلد است.

l
leayla ۸ سال پیش
پیام

اگر فکر می کنید عشق هرگز نمی میرد،
اشتباه می کنید !
عشق هم مانند هر موجود زنده ای
تولد و مرگی دارد...
همان گونه که در لحظه ای، بین نگاهتان با لبخندی عشق زاده شد، روزی به دست خودتان، عشق گردن زده خواهد شد!
فقط با مردن عشق، قلب شما نیز خواهد مرد...

l
leayla ۸ سال پیش
پیام

"ديگه نميخوامش"
چقدر خستگی از اين جمله پيداست
و چقدر سخته شنيدنش و سخت ترازاون گفتنش
چقدر بده كه حواسمون نيست توی رابطمون چی داريم به سر طرف مقابل مياري�
كه حواسمون نيست يجاهايی داره تحملمون ميكنه
داره صبوری ميكنه
داره مدارا ميكنه
كه حواسمون نيست آخر خسته ميشه
كه آخر ازمون سرد ميشه
و ميرسه به يه جمله
"ديگه نميخوامش"
چقدر بده كه حواسمون به احوالاتش نيست!

l
leayla ۸ سال پیش
پیام

زن های عاشق مردی با قدِ بلند نمی خواهند. مردی می خواهند که از ارتفاع دلتنگی شان نترسد.
زن های عاشق مردی با شانه های پهن نمی خواهند، مردی می خواهند که توی کلافگی ظهرها لبخند های پهن بزند و شانه ای هم اگر هست انگشت های مردانه اش باشد بر روی موهایشان.
زن های عاشق حساب بانکی نمی خواهند، مردی میخواهند که حساب بی قراری هایشان را با ضمانت صاف کند.
زن های عاشق بشقاب و لیوان های سالم نمی خواهند، قلبی می خواهند بی ترَک که هیچ وقت ترک نخواهد شد.
زن های عاشق، عشق می خواهند...

l
leayla ۸ سال پیش
پیام

چقدر خوب شد که خدا مردها را آفرید
از آن مردهایِ خوبی که برای زن ها تکیه گاه می شوند ، منظورم است ...
از آن مردهایِ مهربانی
که دنیایِ بی پناهِ یک زن را در سایه ی امنیتشان ، قشنگ می کنند ...
مرد باید آنقدر قوی و عاشق باشد
که همه جوره هوایِ زنی که به اوتکیه کرده را داشته باشد ...
که وجودش ، عمیق ترین لبخند را بر لب های او بنشاند ...
مرد باید وفادار باشد ...
مرد باید "امنیت" باشد ...
وگرنه مرد بودن ، به چه کارِ دنیا می آید ؟!

l
leayla ۸ سال پیش
پیام

زن ها را کمی بلد باش...
خیلی تفاوت است
میان ناز کردن و قهر کردن....
زن جنسش همین است
اصلا زن زاده شده است برای ناز و ادا..
گاهی اوقات اگر بی محلی میکند
اگر بدخلقی میکند
گمان نکن دوستت ندارد
گمان نکن قهر کرده است
او فقط میخواهد به تو بفهماند کمی ناز او را بکشی
کمی تصدقش بروی...
زن ها را جدا از دوست داشتن،کمی بلد باش...

l
leayla ۸ سال پیش
پیام

دو نفری که عاشق همن
باید همدیگه رو به یه اندازه دوست داشته باشن
وقتی یکی اون یکی رو بیشتر دوست داره و تند تند در عشقش پیش میره
مثل وقتیه که دو نفر دارن یه فرش رو لوله میکنن و یکی تند تند میپیچه
و اون یکی عقب میمونه
نتیجه‌ش یه فرشه که نافرم پیچیده شده
هر از گاهی دوست‌داشتن همدیگه رو بررسی کنین
گاهی لازمه ترمز کنید تا اون بهتون برسه...✨♥️

l
leayla ۸ سال پیش
پیام

بیائید اگر یک روزی میان راه جا زدی�
تقصیر قسمت و شرایط و چه و چه نیندازی�
مرد و مردانه بگوییم :جا زدی�
بگوییم فلانی جان؟؟
ببخشید...
ولی دیگر دلم با شما نیست
ادامه ندهیم بهتر است
نه این که بگوییم قسمت نبود
شرایطمان خوب نیست
تو فلانی و من بهمانم...
بیائید اگـر یک روزی هم میان راه جا زدی�
انقدر وجودش را داشته باشی�
که سرمان را پایین بیندازیم و بگوییم:ببخشیـــد..

l
leayla ۸ سال پیش
پیام

دوست داشتن شعارى كه به درد نمى خورد
نه جان�
با چهار تا حرف و قربان صدقه و
عشوه و غمزه
كه حالت خوب نمى شود
دوست داشتن را بايد
بغل كرد و بوسيد
بايد باشد كسى
كه وجودت
برايش ضرورى ترين نياز دنيا باشد
و آغوشش برايت
امن ترين امن دنيا
كه بشود با خيال راحت
يك عمر را بى خيال همه دنيا
دل به آغوشش بسپارى و
حالت با حالش جور باشد
كه اهل دوست داشتن باشد
اهلش كه باشد هيچ وقت
از دهان نمى افتد!

l
leayla ۸ سال پیش
پیام

جلوى پاى بعضى ها بايد يك خط بكشيم و بگوييم:
ببين فلانى جانم من شب تا صبح صبح تا شب به تو فكر ميكنم...
من عكسهايت را روزى هزاران بار زير و رو ميكن�
من جاى تو هم در كافه ها قهوه مينوش�
من نگرانت ميشو�
خلاصه در يك كلام،
برايت جانم را ميده�
تو اما از اين خط جلوتر نيا
من تو را با فاصله دوست دار�
من به اين دوست داشتن عادت كرده ا�
باور كن عشق،همه چيز را خراب ميكند!

l
leayla ۸ سال پیش
پیام

زن هر چقدر هم كه بزرگ شود؛
همسر شود؛
مادر شود؛
مادربزرگ شود...
درونش هنوز هم "دختری" کوچک چشم انتظار است؛
انتظار می کشد برای لوس شدن،
محبت دیدن،
دستی می خواهد برای نوازش،
و چشمی برای ستایش...
مهم نیست چند ساله شدی؛
زن که باشی،
دنیای درونت همیشه صورتی ست!

l
leayla ۸ سال پیش
پیام

بنظرم آدم،بی‌دلیل به کسی فکر نمی‌کنه،
بی‌دلیل کسی رو دوست نداره...
بی‌دلیل کسی رو فراموش نمی‌کنه.
بعضی از آدما...
بدون اینکه خودشون بدونن خوبن،
بدون اینکه حرف بزنی،حالت رو می‌فهمن،بدون اینکه لمسشون کنی،
حست می‌کنن...
بعضیا مرز آدم بودن رو رد می‌کنن،
واسه همینه که ابدی می‌شن...
گاهی وقتا که دلم می‌گیره، به تو فکر می‌کنم،به خودم...
به اينكه چرا دلتنگی هیچ راه درمانی نداره...
بعضی وقتا که دلم می‌گیره،پشت پنجره می‌شینم،بغض می‌کنم،به آسمون خیره می‌شم،شاید اونجا دوباره پیدات کنم...
می‌گن خدا بزرگه؟نه!؟
هروقت بی‌هوا یه یادت می‌افتم،
به این فکر می کنم که شاید...
شايد دلت برام تنگ شده باشه...
بعضی از آدما همیشه هستن،حتی اگه رفته باشن....