ناهار رفته بودیم خونه داییم،دو ساعت بعد از اینکه ناهار ته کشید زن داییم زنگ زد به عروسش گفت امروز واسه ناهار با مامانت بیاین اینجا!!!!!احتمالا میخواسته عروسش با زبونش ظرفای ناهار مارو بشوره
@پیشی کوچولوی ناز · ۲ امتیاز
★☆☆☆☆ ۱ از ۵ (۱ رأی)
ناهار رفته بودیم خونه داییم،دو ساعت بعد از اینکه ناهار ته کشید زن داییم زنگ زد به عروسش گفت امروز واسه ناهار با مامانت بیاین اینجا!!!!!احتمالا میخواسته عروسش با زبونش ظرفای ناهار مارو بشوره
(حقیقت داره)مورد داشتیم یکی از همکلاسی ها هروقت میرفت پای تخته دماغشو میداد بالا و لباشو میکشید تو دهنش و تند تند پلک میزد،معلم میگفت چه مرگت شده جن گرفدتت؟ در جواب به معلم میگفت نگاه کن ببین تو دماغم تمیزه؟!!!
ما