آقا اعتراف میکنم وقتی پنج سالم بود و مادربزرگم فوت کرد
.
.
.مردم برای تسلیت میگفتن غم آخرتون باشه،من فکر میکردم میگن دفعه ی آخرتون باشه
فکر میکردم عمه ها و عموهام مادر بزرگمو کشتن:-!
@@Z.R@ · ۳ امتیاز
★★★★☆ ۳ از ۵ (۴ رأی)
آقا اعتراف میکنم وقتی پنج سالم بود و مادربزرگم فوت کرد
.
.
.مردم برای تسلیت میگفتن غم آخرتون باشه،من فکر میکردم میگن دفعه ی آخرتون باشه
فکر میکردم عمه ها و عموهام مادر بزرگمو کشتن:-!
آهای تویی که هنوز با یادت بغض میکن�
.
.
.
.دلم تنگ شده برات بی معرفت،رفتی ولی مطمئنم یه روز به هم میرسیم....
زمین گرده عشق من....
وااااااااای چقد هوای اینجا برای روزه گرفتن خوبه
.
.
.
.
.الکی مثلا ما لواسون زندگی میکنی�
(هرچند واقعیت داره)