بچه هاااا یک سوال
.
.
عایا لازمه من مطلب بذارم؟
.
.
.
.
.
یا همین که سایم بالا سرتونه کافیه
@afzalia · ۱۰ امتیاز
★★★☆☆ ۳ از ۵ (۴ رأی)
بچه هاااا یک سوال
.
.
عایا لازمه من مطلب بذارم؟
.
.
.
.
.
یا همین که سایم بالا سرتونه کافیه
بعضیارو نباید تحویل میگرفتی�
ولی گرفتی�
به بعضیا نباید رو میدادی�
ولی دادی�
بابعضیا نبایدحرف میزدی�
که زدی�
این ز سخاوت ماست نه حماقت...
از دختره پرسیدم مدرک تحصیلیت چیه؟
با غرووور میگه B.z.d دارم!!
پرسیدم B.z.d یعنی چی اونوقت؟
میگه یعنی به _زور _دیپلم گرفت�
خدایا این و دیگه چرا آفریدی
خراب شد تصویرش
حتی اگر خدافرستد
باران اسیدی برای تطهیرش...
برف و پاکی برای تشبیهش...
محمد و عیسی را برای تضمینش...
یاکه شیطان رابرای تقصیرش...
تمام شد...
خراب شد تصویرش...
ﻳﻜﻲ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻲ ﺍﻡ ﺭﺍ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﮔﺮﻓﺖ ...
ﺩﻡ ﻧﺰﺩﻡ !
ﻳﻜﻲ ﺻﺪﺍﻗﺘﻢ ﺭﺍﻧﺎﺩﻳﺪﻩ ﮔﺮﻓﺖ ...
ﺳﻜﻮﺕ ﻛﺮﺩﻡ !
ﻳﻜﻲ ﻏﺮﻭﺭﻡ ﺭﺍﺑﻪ ﺑﺎﺯﻱ ﮔﺮﻓﺖ ...
ﻧﮕﺎﻫﺶ ﻛﺮﺩﻡ!
ﺍﺯﺍﻳﻨﺠﺎ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﻓﻬﻤﻴﺪﻡ ...
ﺩﻧﻴﺎ جاییست ﻛﻪ ﺍﮔﺮﻣﺜﻞ ﺑﻘﻴﻪ ﻧﺒﺎﺷﻲ ...
ﻟﻪ ﻣﻴﺸﻮﻱ !
ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﻣﺜﻞ ﺑﻘﻴﻪ ﺑﺎﺷﻢ ...
ﮔﻔﺘﻨﺪ . "ﺗﻮﺧﻮﺏ ﺑﺎﺵ"!!
*deter*
یه روزی همه ی زخمهای زندگی خوب میشه....
اما بعضی حرفا هیچوقت فراموش نمیشه... نه که چون حرفه تلخه، نه ؛چون کسی بهت میگه که انتظارشو نداشتی...
رفتار بعضی از آدما هیچوقت از ذهنت پاک نمیشه شاید اون رفتار از نظر خیلیا،بد نباشه اما فقط خودتویی که میفهمی چقدر به خاطر رفتارش داغون شدی...
بعضی وقتا باید سکوت کنی و فقط به خاطر خودت پیگیر چیزی نشی
اما هیچوقتم یادت نمیره که هرچی گذشت تا " گذشت "
فقط خداست كه ...
میشود با دهان بسته صدایش كرد...
میشود با پای شكسته هم به سراغش رفت...
تنها خریداریست كه اجناس شكسته را بهتر برمیدارد...
تنهاكسی است كه وقتی همه رفتند میماند...
وقتی همه پشت كردند آغوش میگشاید...
وقتی همه تنهایت گذاشتند محرمت میشود...
و تنها سلطانیست كه ...
دلش با بخشیدن آرام می گیرد، نه با تنبیه كردن...!
همیشه و همه جا ...
یکی را دوس میدارم ولی افسوس اوهرگز نمیداند
نگاهش میکنم شاید بخواند از نگاه من
که اورا دوس میدارم ولی افسوس اوهرگز نمیداند
به برگ گل نوشتم من تورادوست میدار�
ولی افسوس اوگل رابه زلف کوکی آویختتااورابخندانت
به مهتاب گفتم ای مهتاب سر راهت به کوی او
سلام من رسان وگو تورامن دوست میدار�
ولی افسوس جون مهتاب به روی بسترش لغزید
یکی ابرسیه آمدکه روی ماه تابان رابپوشاند
صبارادیدم وگفتم صبادستم به دامانت
بگو از من به دلدارم تورامن دوست میدار�
ولی افسوس وصدافسوس ز ابرتیره برقی جست
که قاصدرامیان راه بسوزانید
لالا لالا گل خشخاش
چه نازی داره توچشماش
پراز نقاشیه خوابت
توتنهافکراونا باش
لالا لالا گل پونه
گل خوش رنگ بابونه
دیگه هیچکس تواین دنیا
سرقولش نمیمونه
لالاشبه دیره
ببین ماهوداره میره
هزار تاقصه هم گفت�
چراخوابت نمیگیره
لالا لالا گل لاله
نبینم رویاهات کاله
فرشته مث تو پاکه
فقط فرقش دوتا باله
لالا لالا گل مری�
نشینه توچشات شبن�
یه عمره من فقط هرشب
واشه توارزوکرد�
لالا لالا گل پونه
کلاغ اخر رسید خونه
یکی پیدا میشه یک شب
سرهرقولی میمونه...
گاهی نگاهم در تمام روز
با عابران ِ ناشناس ِ شهر
احساس گنگ آشنایی می کند
گاهی دل ِ بی دست و پا و سر به زیرم را
آهنگ یک موسیقی غمگین
هوایی می کند .