چشم و دلم پاک پاک شده است. . .
از بس که برای آمدنت آب و جارویشان کردم
@jaafary · ۱۴ امتیاز
☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)
چشم و دلم پاک پاک شده است. . .
از بس که برای آمدنت آب و جارویشان کردم
امشب برای آمدنت ریسه بسته ام/
صد بار توبه کردم و بازم شکسته ام/
من بد به خاطر من ، یک قدم نیا/
ای خوب من ، من ازین حال خسته ام/
تازه شعرام واسه خوندن ، دیگه معنا نداره /
دیگه لذت سرودن تو دلم ، جا نداره/
هر چی من گفتم و گفتم ، با تو باز فاصله دارم /
بس که من سوختم و باختم ، دیگه چیزی من ندارم/
وقتی که تنهایی مو میبینم و بی تفاوتی همه، به دردهامو
اون موقع فایده اعتقاد به خدا را میفهم�
خدایی حاضر و ناظر که هر وقت می خوام باهاش صحبت می کنم، یا بهش شکایت می کن�
فکر می کنم .اگر انتظار ما از دین همینم باشه بسه مونه
آهی دگر نمانده و داغم نگشته سرد/
بی تاب خستگی ام و درگیر این نبرد/
چرا همیشه تو مرا تنها بگذاری، اینبار می خواهم من تو را رها کنم.
اما نمی شود، من که مثل تو نیست�
یادت هست با تو که بودم چقدر از من می گفتم...
اما از وقتی رفتم دیگرنمی توانم از من بگوی�
چون دیگر کامل نیست
من عینکی می خواستم که ببینم چقدر از تو دور شده ام
وای نمی دانم تو چرا زیر لب می گویی "تلسکوپ ، تلسکوپ"
آنروز چقدر به دستانم فشار می آمد تا نام تو را روی صندلی کلاس هک کنم . و امروز چقدر به قلبم فشار می آید تا یاد تو را فراموش کنم.
تو که رفتی،لا اقل غم دوریت را هم با خود ببر. شاید دل من در تنهایی کمی حالش بهتر شود
پیامبر ص :
خداوند فرمود اگر همه مردم بر ولایت علی ابن ابیطالب جمع می شدند ، آتش را خلق نمی کرد�
(بحار الانوار)
شبی با بید می رقصم/
شبی با باد می جنگم/
که من چون غنچه های صبحدم بسیار دلتنگم/
مرا چون آینه هر کس به کیش خویش پندارد/
و الا من چو می ، با مست و با هوشیار یکرنگم/
<p>
همه آدمیان بالطبع خواهان دانستن اند (ارسطو)</p>
<p>
هر چیز باید تا حد امکان ساده شود ، اما از آن ساده تر نه (آینشتاین)</p>