آرے ما را بر عظمت و شناسایے ×[شب قدر]× راهے نیست
تنها مے تواטּ در زیر×[باراטּ رحمتش]× ایستاد تا برما ببارد
و جانهایماטּ را از×[آب زلال]×خود شست وشو دهد و پاڪ سازد
@زشتو · ۶ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۷ رأی)
آرے ما را بر عظمت و شناسایے ×[شب قدر]× راهے نیست
تنها مے تواטּ در زیر×[باراטּ رحمتش]× ایستاد تا برما ببارد
و جانهایماטּ را از×[آب زلال]×خود شست وشو دهد و پاڪ سازد
بعضی گروه ها مثل کوچه های سال 1357 هستن
خلوت :|
ساکت :|
آروم :|
یه دفعه یکی میاد کلی عکس و فیلم پخش میکنه در میره O_o
بابا ساواک که دنبالت نیست 5 دقیقه وایسا ^_-
بنال اي دل که در ناي زمان، فرياد را کشتند
بهين آموز گار مکتب ارشاد را کشتند
اساتيد جهان بايد به سوگ علم بنشينند
که در دانشگه هستي، بزرگ استاد را کشتند
شهادت امام جعفرصادق علیه السلام تسلیت
دختر که باشی،مرهم مادر میشی،عزیزه پدر میشی،رازداره برادر میشی،
.
.
.
.
نفس شوهر میشی،
ای جان ذوق نکن،عمه میشی کلاً به فنا میری O_o
روی سنگ قبرم بنویسید خیلی دلش میخواست به خیلی جاها برسد اما;
خبر مرگش
همش تو فرجوک بود وقت شد o_O
مردانی را میشناسم که هنگام دعوا با همسرانشان با عصبانیت داد نمیزنند،نمیشکنند،تهمت نمیزنند
"تنها"
قدم میزنند و در خلوت خود فرو میروندو...
.
.
.
.
.
به دوس دخترشون زنگ میزنن و میگن :
جوجوی من چطوره؟
عنتر خانوم باز ریده تو اعصابم :))))
ماه عسل 60 سال بعد...!
ساسان علیخانی(نوه ی احسان علیخانی):
از اون روز بگو از اون اتفاق...!
مهمان برنامه:
خسته از کار برمیگشتم سوار اتوبوس بودم،نشستم روی صندلی ایستگاه بعد یه پیرمرد سوار شد منم دیدم اتوبوس جا نداره دلم سوخت براش ما همه انسانیم باید یه کاری میکردم ، پاشدم که اون پیرمرد بشینه روی صندلیم....
ساسان علیخانی:واقعاً چطور میشه یه انسان به چنین معرفتی برسه :|
ماهتون عسل.... :))