M

Mahdiye asadi

@Mahdiye000000 · ۱۷۶ امتیاز

★★★★☆ ۳ از ۵ (۴۴ رأی)

م
میم الف صفر ۱۰ سال پیش
جوک

چندین سال پیش کمک پدر بزرگم کردم لباساشو شستم،
بردمش حموم ،
اونم درحقم دعا کرد ،
گفت پسرجان برو که بحق پنجتن ،
ده میلیون برات هیچی باشه و به حساب نیاری اصلا.
،
،
،
،
،
،
،الان هفتصد میلیون بدهی بالا آوردم و واقعا ده میلیون برام هیچیه و به حساب نمیارم،،،،،،،
نور به قبرت بباره با اون دعا کردنت :[

م
میم الف صفر ۱۰ سال پیش
جوک

طرف اعصابش خورد بود
دوستش گفت خو چته؟
گفت زنم مريضه بايد عمل بشه اگه نبرمش دکتر ميميره
منم پولامو جمع کرده بودم عينک ريبن بخر�
حالا نميدونم چه کنم ،
عينک بخرم يا زنم ببرم دکتر !!
دوستش يه کم فکر ميکنه ميگه :
ولي خودمونيما
عينک ريبن ...
پيرهن مشکي...
سره مزار ...
خداییش خيییلي بهت مياد!!

م
میم الف صفر ۱۰ سال پیش
جوک

مربی مهد کودک: مجید جان شمردن بلدی؟
مجید: اره! دایی حسینم یادم داده!
افرین به تو پسر خوشگل و دایی حسینت! خب عزیزم ، بگو ببینم بعده هفت چیه؟
مجید: هشت
مربی: اافرین، حالا بگو بعده ده چیه؟
مجید: سرباز !!!
_بعدش؟
_بی بی!!!
_بعد؟o.O
_شاه !!
مربی:|
مجید :)

م
میم الف صفر ۱۰ سال پیش
پیام

کاش یکی‌ بود که توی کوچه‌ها داد میزد :
خاطره خشکیه . . .
خاطره خشکیه . . .
آنوقت همه ی خاطراتم را
همان هایی که ارزش گرفتن دمپاییِ پاره هم ندارند را
میریختم تو کیسه
و میدادم به او
و میرفت ردِ کارش !
همان خاطراتی که عوض کردنشان با نیم سیر نمک هم غنیمت است
نمکی که بتوانم هر روز رویِ زخمهایم بریز�
تا دردشان را از دست ندهند
زخمهایی که نبایند فراموش شوند
همان زخم هایی که خاطراتم به جانم گذاشتند..!!

م
میم الف صفر ۱۰ سال پیش
پیام

شاهزاده اي تصميم گرفت ازدواج کند......
و موضوع را به وزير دربار که از هوش بالايي برخوردار بود در ميان گذاشت......
وزير دستور داد تا تمام دختران شهر هرکدام غذايي بپزند و براي شاهزاده بياورند......
روز موعود فرا رسيد و دختران شهر هرکدام با غذاي لذيذ خود آمده بودند تا بخت خود را امتحان کنند........
در ميان آنها دختري بود که چهره زيبايي نداشت و همه وي را مسخره ميکردند و با زخم زبانشان او را آزار ميدادند........
از قضا شاهزاده به سراغ دختر ميرود و به او ميگويد تو چگونه به خودت اجازه جسارت داده اي مگر نميداني من شاهزاده ام و زن من بايد زيبا باشد........
در اين لحظه اشک از چشمان دختر جاري ميشود و با التماس ميگويد سرورم شما کمي از غذاي من ميل کنيد.......
با مساعدت آن غذا را ميل ميکند و از دست پخت دختر خوشش مي آيد و به دختر ميگويد : راز اين غذاي دلچسب چيست ؟؟؟......
دختر اشک از چشمان خود پاک ميکند و با لحني مظلومانه ميگويد: روغن فرد اعلا ... اين روزا يعني اويلا !!!.......
(اگه فحش بديد ديگه ازاين داستانهاي جالب نمي گذارم)

م
میم الف صفر ۱۰ سال پیش
پیام

ضرب المثل های دانشجویی:
وام دانشجویی: یک موکندن از خرس هم غنیمت است
وضعیت بد غذای خوابگاهها: شتر را گفتند، چرا گردنت کجه ، گفت: کجایم راسته؟
معدل کل دانشجویان: هر سال دریغ از پارسال
وقتی دانشجوی جدید الورود دنبال پروژه باشد: غوره نشده مویز شده
سه نمره تشویقی: از کیسه خلیفه بخشیدن
واحد زیادی گرفتن در اول ترم و پاس نکردن آن در آخر ترم: وقتی که جیک جیک مستونت بود،فکر زمستونت نبود؟
نمره های زیر ۱۰و بالای ۹ استاد: کاچی بهتر از هیچی

M
Mahdiye000000 ۱۱ سال پیش
پیام

...
و اول مهر از رگ گردن ب شما نزدیک تر است
*و تو چه میدانی اول مهر چیست؟
* زمانی که 7 صبح ساعت ها به صدا درمی ایند*و انچه در اسمانها و انچه در زمین است از وحشت در هم میپیچند
* و گروه گروه به سمت کلاس ها رانده میشوید
* و زیانکاران از ما میخواهند که انان را به تابستان برگردانیم تا اندکی بخوابند
*در ان زمان نگهبانان به انان گویند ایا ب شما نگفته بودیم که تابستان فانیست و عذابی دردناک در انتظار شماست؟
* همانا که بازگشت همه ما بسوی مدرسه است!

M
Mahdiye000000 ۱۱ سال پیش
جوک

داشتم با اتوبوس مسافرت میرفتم
وسطای راه بودیم بلند داد زدم وایسا
راننده زد روی ترمز همه با کله رفتن تو صندلی جلویی.
رانند بلند داد زد چی شده
گفتم هیچی اینجا نِتش خوبه ی چند لحظه وایساده اتک بزنم (بازی کلش)
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
هیچی دیگه بقیه راه دارم پیاده میرم
واقعا که مردم دیگه هیچ اعصاب ندارن