م

مهسا

@amirmylove · ۶ امتیاز

★☆☆☆☆ ۱ از ۵ (۱ رأی)

ک
کافه چی ۱۰ سال پیش
جوک

اعتراف می کنم یه روز داشتیم توی حیاط مدرسه میرفتیم به دوستم گفتم هوا سرده بیا بریم توی نمازخونه بعد دیدیم کفشهای معلم پرورشی مون جلوی در و قفل هم روی در
طی یه عملیات شیطانی در رو قفل کردیم و اون هم موند توی نمازخونه و از اونجایی که نمازخونه ی مدرسه توی حیاط بود و گوشیش هم با خودش نبرده بود تازنگ نماز موند اونجا
لایک: دمتون گرم

ک
کافه چی ۱۱ سال پیش
جوک

در واپسین روز های سال تحصیلی خاطره ای برایتان گویم از اوایل سال :
عاغا ما اول سال یه دبیر زبان داشتیم داشت در مورد صفت ها بحث می کرد یهو پای تخته نوشت: بشّاش البته بدون تشدید
آقو ما هم در هاله ای از ابهام همدیگرو نگاه کردیم یهو یکی گفت : میشه این کلمه ای رو که نوشتید تلفظ کنید دبیرمون هم گفت بشّاش ماها به معلممون گفتیم خب خیالمون راحت شد فکر کردیم یه چیز دیگست
دبیرمون هم نه گذاشت و نه برداشت گفت اونی که شما فکر می کنید فعل امره ولی این که من میگم میتونه قید و صفت باشه
ما :O
دبیرمون:)))))))
بشّاش :((
بشاش:))))
پ.ن.: لازم به ذکر هست که معلممون رو بعد از نوبت اول عوضش کردن ما که ازش راضی بودیم ولی مدیرمون می گفت خیلی بد دهنه :)))))))))