رفته بودیم تبریز توی باغ ائل گلی (شب هم بود) یا دوستای مامان بابام و بچه هاشون (البته بچه های 20-25 ساله ^_^) داشتیم قدم می زدیم و می خندیدیم . خلاصه جمع گرم بود . بعد ی مدت قدم زدن دیدیم یه پسره هم سن و سال خودم با قد 160 و موهای مشکی داشت هی با رو پایی زدن به ملت و دختر های فامیل پز میداد . منم خو چیکار می کردم چشمو گرفت زل زدم بهش . بنده خدا خواس یه روپایی شیک بزنه پاشو برد زیر توپ تا بندازتش هوا یهو اشتباهی اونیکی پاشو برد بالا ، پای زیر توپش گرفت به پای روی هواش اومد بخوره زمین با سر خورد رو توپه توپه رفت بالا خورد تو سرش بنده خدا هول شد اومد بلند شه کش شلوارش در رفت شلوارش افتاد :|
اون لحظه ملت داشتن زمینو گاز میزدن بلخره یکی از بچه های فامیلمون با کاردک جمعش کرد
تا شما اقا پسرا باشید به دخترا پز بدین بعله اینجوریاس !
اگه بچه فامیلمون نبود احتمالا زیر شلواریشم خیس میشد ...
خخخخخ