####Arezoooo####
سلام به همه دوستا�
ديروز دم غروب بابابام مغازه مونو بستيم داشتيم برميگشتيم خونه ك يادم افتاد باس پنير بگيريم به بابام گفتم كه قبل تاكسي گرفتن پنيربگيريم..بنده خدا اولين مغازه ديد پريد توگفت آقانيم كيلو پنير بديم بي زحمت
حالا من اون لحظه
:-///
:-))))))))))))))))
X-((((((((((((
حتما ميپرسيدچيشده! اخه بابام رفت تو مغازه اي كه لوازم بهداشتي ميفروشن!
بنده خدا گرما و روزه بش فشار آورد!