م

محمد صادق

@sadegh09 · ۹۰۵ امتیاز

★★★★☆ ۳ از ۵ (۱۳۵ رأی)

I
Iranian Boy ۷ سال پیش
جوک

یکی تعریف میکرد:
زنداییم گفت من بدم میاد تو مجلس ختم گلاب می‌پاشن رو لباس‌ها، گفتم خب بگو بپاشن رو صورتت :)
بعد چون خیلی مدیریت بحران دارم گفتم بابااااا یعنی اینکه واسه پوست خوبه
که خداروشکر مامانم با تفنگ شلیک کرد به زانوم خفه شدم

I
Iranian Boy ۷ سال پیش
جوک

ﺩﺧﺘﺮﻩ ﻣﯿﮕﻔﺖ:
ﺩﺑﯿﺮﺳﺘﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﻳﻢ ﻫﻤﺴﺎﯾﻤﻮﻥ ﺳﮓ ﺩﺍﺷﺘﻦ ،
ﻫﺮﻭﻗﺖ ﻭﺍﻕ ﻭﺍﻕ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﻣﻨﻢ ﺻﺪﺍﺷﻮ ﺗﻘﻠﯿﺪ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﺟﻮﺍﺑﺸﻮ ﻣﯽ ﺩﺍﺩﻡ
.
.
.
ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﺯﻥ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺍﺯ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺳﺮﺍﻍ ﺳﮕﯽ ﮐﻪ ﺻﺪﺍﺵ ﺍﺯ ﺧﻮﻧﻪ ﻣﺎ ﻣﯿﺎﺩ ﺭﻭ ﮔﺮﻓﺖ ..... ﻭﺍﺳﻪ
ﺟﻔﺖ ﮔﯿﺮﯼ ﺑﺎ ﺳﮕﺶ !
.
ﺧﻼﺻﻪ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺍﻭﻣﺪ ﺧﻮﻧﻪ ﻭ ﺑﻬﻢ ﮔﻔﺖ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﻮ
ﺩﺍﺭﻩ ﻭﺍﺳﺖ
ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭﻣﯿﺎﺩ...

I
Iranian Boy ۷ سال پیش
جوک

شاهزاده ای تصمیم گرفت ازدواج کند
و موضوع را به وزیر دربار که از هوش بالایی برخوردار بود در میان گذاشت
وزیر دستور داد تا تمام دختران شهر هرکدام غذایی بپزند و برای شاهزاده بیاورند
روز موعود فرا رسید و دختران شهر هرکدام با غذای لذیذ خود آمده بودند تا بخت خود را امتحان کنند
در میان آنها دختر ی بود که چهره زیبایی نداشت و همه وی را مسخره میکردند و با زخم زبانشان او را آزار میدادند
از قضا شاهزاده به سراغ دختر میرود و
به او میگوید تو چگونه به خودت اجازه جسارت داده ای مگر نمیدانی من شاهزاده ام و زن من باید زیبا باشد.
در این لحظه اشک از چشمان دختر با التماس میگوید سرورم شما کمی از غذای من میل کنید.
بالاخره شاه آن غذا را میل میکند و از دست پخت دختر خوشش می آید و به دختر میگوید : راز این غذای دلچسب چیست ؟
.
.
.
.
دختر اشک از چشمان خود پاک میکندو میگوید: روغن فرد اعلا
این روزا یعنی اُویلا

I
Iranian Boy ۷ سال پیش
جوک

تعریف میکرد:
چند روز پيش توی تاکسی صندلی عقب نشسته بودم، يه خانومه با پسر 5-4 ساله ش جلو نشسته بود.
يهو پسره رو کرد به مامانش گفت: مــامــان ... يادته اونروز خونه دایی اينا گوزيــدی؟! مامانه بيچاره،گفت: ... مرســـی آقا! ما همين جا پياده ميشيم! راننده بدبخت هنوز کامل نایستاده بود که زنه درِ ماشينو با عجله باز کرد و يه موتوری هم اومد زد درِ ماشينو سرويس کرد! راننده پياده شد دودستي زد تو سرش گفت: خانـــــــــــــوم! گوزيدي که گوزيدي! منم ميگــوزم! اين آقام ميگــوزه! اين ملت همه ميگوزن!
گوزيدن که عيب نيست ، ريـــــــــدی تو درِ ماشين....

I
Iranian Boy ۷ سال پیش
پیام

اونایی که حرف از تشریفات اربعین میزنن فقط یه نگاه به دادن ارز از لای دیوار به زائرا بندازن
.
.
.
.
از اتاق فرمان اشاره میشه پاسپورت ایرانی از فرط عزت منهدم شده
.
.
<<إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ >>

I
Iranian Boy ۷ سال پیش
پیام

کاش بعضیا بفهمن که:
بعضی از اونایی که نشستن تو خونشونو به کمک امامشون نرفتن تو دلشون برای صلح امت اسلامی دعا میکردن
ستمگر با مبارزه از بین میره نه با آرزوی صلح
امام حسینم ظهر عاشورا جنگو برای خوندن نماز متوقف نکرد تا بعضیا با چهار تا پست کپی پیستی آروق روشنفکری بزنن

I
Iranian Boy ۸ سال پیش
پیام

خطاب که یکی از اعضا که التماس تفکر میکرد:
کسی از مظلومیت مردم میشیگان نگفته بود
یه آدم احمق رفته بوده زیر پست ترامپ که به ما کمک کن
ترامپی که علاقشو به ایرانیا تو برجام نشون داد
اون وقت یه آمریکایی گفته بود که مردم ما تو میشیگان آب ندارن
.
.
لطفا اگه میخواین انتقاد کنید،اول دقیق بفهمید که طرف مقابلتون چی میگه
التماس تفکر

I
Iranian Boy ۸ سال پیش
جوک

بزرگترین و لذت بخش ترین زمان برای زنها جلو مادر شوهرشون میدونید چه زمانیه؟!
‌.
.
.
.
وقتیه که مادر به پسرش میگه پسرم تو که این غذارو نمیخوردی
عروسه مادر شوهرشو نگاه میکنه و میگه نه مادر جان من عادتش دادم بخوره
برخی از محققان لذت این لحظه رو برای عروسها، مساوی با پیروزی در جنگ جهانی دومم دانسته‌اند!!!

I
Iranian Boy ۸ سال پیش
جوک

یه بنده خدایی میگف:
سوار تاکسی شدم دیدم هوا گرمه گفتم داداش این کولرت سالمه ؟
گفت سالمه اما میخام زجر اون کارگری که در عسلویه داره کار میکنه رادرک کن�
گفتم کلمنت آب داره؟
گفت آب داره اما میخام اون بچه هایی که در آبادان آب ندارند را درک کنم
گفتم دستگیره شیشه را بده حداقل شیشه را پائین بکشیم خفه شدیم
گفت یعنی شما نمی خواهی همراهی کنی و درک کنی بی برقی اون هموطنانمان را در هوای شرجی ایرانشهر و زابل را؟
منم دیگه ساکت شدم و چیزی نگفتم
.
.
.
.
وقتی خواستم پیاده شم کرایه ندادمو درو بستم رفت�
گفت آقا کرایه چی شد ؟
گفتم نمیخای وضعیت آن پدری که شش ماهه کارخانه اش خوابیده و حقوقش را نگرفته و جیبش خالیه رو درک کنی ؟
ترمز دستی رو کشید
تا اومد پارک کنه من تو کوچه ها فلنگو بستم