خ

خدا بامن است

@عروس93 · ۲۲ امتیاز

★★★★☆ ۳ از ۵ (۱۲ رأی)

م
متولدماه مهر ۱۱ سال پیش
جوک

اقا يه روز تو خونه تنها بودي�
حسن فري هم توگوشمون بود ويه كاهو هم دستم هي تو پذيرايي داشتم رژه ميرفتم.2متري در بودم كه در بازشد.وكسي نبود جز داماد گرام كه چون من حسن فري تو گوشم بوده درو پايين براش باز كرده بودن.حالا منو ميگي@@
دقيقا همين شكلي شده بودم هيچي ديگه بدون اينكه سلام بدم بدو رفتم تو اتاق.......
حالا بماند كه موهامو 2هفته شونه نكرده بودم خخخخخخ

م
متولدماه مهر ۱۱ سال پیش
پیام

سلام راستش من خيلي پست هاي اين قسمتو نميخونم چون واقعا باغمتون منم ناراحت ميشم وحتي گريم ميگيره.امشب ك داشتم ميخوندم پست هارو جك مريم رو ديدم با اسم خدايااااااا خوشم اومد كنجكاو شدم رفتم تو :)))))))با اجازه .امشب از اون شبايي بود ك دلم گرفته بود.راست ميگن وقتي ادم دلش پر باشه با يه تلنگر بغزش ميتركه.داستان زندگيتو ك ميخوندم نميتونستم جلو اشكامو بگيرم.لوسم خودتونيدددددددددد
واقعا ناراحت شدم و خداروشكر كه دست اخر ب عشقت رسيدي اميدوارم خوشبخت بشي
انشالله كه همه به خواسته دلشون برسن آمييييييييين
وبازهم التماس دعا

م
متولدماه مهر ۱۱ سال پیش
جوک

يكي از استرس هايي كه ميتونم درطول هفته داشته باشم اينه كه تو اتاق عمل باشمو گوشي جراح زنگ بخوره...حالا كاش فقط بگه وصلش كن بذا دم گوشم
يه بار گوشي يكيشون زنگ خورد بهم گفت خودت جواب بده عاقا برداشتم خانومه همينجوري عين فرفره داشت حرف ميزد منم هول برم داشته بود اونموقع ترم پاييني ام بودم هيچي ديگه به زور خودمو تيكه وپاره كردم اسم عملو يادم موند خدا به هيچ مسلموني نشون نده
مخصوصا اگه گوشيه ايفون 6ام باشه://

م
متولدماه مهر ۱۱ سال پیش
جوک

مورد داشتيم پسره از هم كلاسيش خوشش اومده رفته اموزش گفته شماره فلاني رو براي امرخير ميخام خخخخخ نخند باو
الان باهم ازدواج كردن احتمالا بچه دارم بشن:)
0
0
0
0
0
اره دوستان درست حدس زدي اين قصه قصه ي زندگي......خو ...خود...خود بچه هاي پرستاري ترم7پارساله خخخخخخخخخخ

م
متولدماه مهر ۱۱ سال پیش
جوک

به سلامتي خودم كه اولين كادو ولنتاينمو از همسرم ميگيرمو به همسرم ميد�
به سلامتي خودم كه اولين لبخندموكه به يك پسر هديه ميكنم به همسر�
به سلامتي خودم كه اولين مسافرت درست وحسابيمو با همسرم ميرم!
همه ي اين اولين هارو از صميم دل تقديم به تو ميكن�
فقط اگه توام اين اولين هارو به من تقديم نكني ...ميدوني خودت
درضمن زودترگم شو بيا تا اين اولين هارو خرج كس ديگه اي نكردم~ _ ~

م
متولدماه مهر ۱۱ سال پیش
جوک

ده دوازده تا كتابچه آشپزي 30.20تاام مجله آشپزباشي "قناد باشي"دسروشكلات"شيريني وكيك گرفتم تلنبار كردم تو كتابخونم يه50.40تايي ام دستور از اينترنت يارمهربان گرفتم سيو كردم تو سيستم.
.
0
0
0
0
0
0
فقط بهش بگيد
زودتربياد من اين استعدادهاي نهفته ام رو شكوفا كنم زودتر!
نيمه گم شدمو ميگ�
والا با اين اومدنش
درسم داره تموم ميشه بوخدا

م
متولدماه مهر ۱۱ سال پیش
جوک

در گوشي با همــــــــــــــــ سر آينده ام...
0
0
0
0
0
0
0
0
0
0
0
0
0
0
0
فكر كن 1درصد همسر آينده من شبيه تــــــــــــــو باشه خخخخ
ببين اگه فكر ميكني از همسر اينده من خوشگل تري
پول دارتري...
شيك پوش تري...
خلاصه همه چي تمـــــــــــــوم تري
كدوم گوري بودي تا الان ؟؟؟ حتما بايد ايناروبگم تا پيدات بشه هــــــــــــان؟!

م
متولدماه مهر ۱۱ سال پیش
جوک

اينايي كه ميان اينجا مكالمه شون رو با مخاطــــــــــــب خاصشون مينويسن ....
اينارو اذيت نكنيد اينا ي زماني خعــــــــــــــــلي تنها بودن الان دارن عقده گشايي ميكنن !
ايشالا قسمت ماهم از اين عقده گشايي ها بشه خخخخ
لايك: ايشالا ايشالا

م
متولدماه مهر ۱۱ سال پیش
جوک

آقا ديدين اين دختره مهرنوش تو اون فيلمه هروقت دلش بخواد مياد خونه؟!
11شب .9ونيم شب ...
ازقرارمعلوم دانشگاشم تا همون موقع ها طول ميكشه!اونوقت باباش هيچي نميگه ك هــــــــــــيچ طرفداريشم ميكنه
حالا منو ميگي ده دقيقه دير بيام شــــــــــــــــت وپــــــــــــــــتم ميكنن
تو خونه ديگه رام نميدن
اينو من نميگما مامانم همونجا گفت به�
مامانه شمام اينجوريه يا فقط من انقد تحريمم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

م
متولدماه مهر ۱۱ سال پیش
جوک

بالاخره پايان رسيد...آن شب هاي پر از حسرت پراز آه
چه شب هايي كه من املتو بدون گوجه ميخوردم چه شب هاوروزهايي كه قيمه و ماكاراني رو بدون رب(اين يكي واقعا دردناكه )
چه شب هايي كه مامانم بهم سالاد شيرازي بدون گوجه ميداد...
ومن با يك دنيا حسرت به خوردن اونا نگاه ميكرد�
اما حالا ...خوبتون شد؟نه واقعا حالتون جا اومد؟
اخيش دلم خنك شد
حالا ديگه من تنهايي به گوجه حساسيت ندارم يه ملت به گوجه حساس شدن.!

م
متولدماه مهر ۱۱ سال پیش
جوک

آقا ديروز از دانشگاه تعطيل شديم همينجوري كه با دوستم تعريف تعريف ميرفتيم يه اقايي پريد جلومون گفت دانشجوهاي عزيز خسته ي درس كه نيستيد؟منم گرخيده بودم اين كيه با ما چيكار داره بعد از اون دستگاه ضبط صوتش و مثل بلبل حرف زدنش فهميدم اين از طرف راديو اومده اقا
ما خنديديم آي ما خنديديم و يك چرت و پرتايي تحويلش داديم ك نگو
حالا مصاحبه ما
اون.چرا بايد ببخشيم چرا نبايد ببخشيم؟
من.ببين وقتي ببخشيم خودمون راحت ميشيم رها ميشيم !(نخند)
اون.حالا چه موقع نبايد ببخشيم؟
من.فقط نگاه با چشم هاي گردشده
اون.بگو وقتي بفهميم ازمون سواستفاده ميكنن ..وايسا وايسا حالا بگو!
جالب تر ازهمه رد شدن پسراي كلاس ازكنارمون بود
يكيش برگشت گفت مزاحم شدن بزنيمشون !!!!!!!!
الانم يادم مي افته خندم ميگيره ولي قبول دارم خيلي بي نمك تعريف كرد�