هفته های اولی بود که میومدیم دانشگاه با ۳ تا از دوستام توی یه کلاس نشسته بودیم.
قیافه های بچه ها نا اشنا بود.
ولی ما هنوز همه رو نمیشناختیم. خلاصه استاد اومد سر کلاس استادو که دیدیم فهمیدیم که مثل اینکه کلاسو اشتباهی نشستیم.
من رفتم بیرون لیست کلاسا رو نگاه کردم ساعت ۱۰ تا ۱۲ امروزو با فردا اشتباهی گرفته بودیم.
برگشتم سر کلاس و دوستامو صدا زدم.
حالا ما هم ته کلاس نشسته بودیم ازون کلاسای شلوغ بود تا خودشونو به در کلاس رسوندن صدای خنده قطع شدنی نبود.
خودمونم خندمون گرفته بود.
تا دم در کلاس خودمون که رفتیم تازه فهمیدم که کیفم نیست دوستام کیفمو نیاورده بودن!!!
حالا شما تصور کنین من برگرشتمو و رفتم از ته کلاس کیفمو برداشتم و خنده بچه ها…
خخخخخخخخخخخ
یادش بخیر