w
wine ۱۳ سال پیش
جوک

روز اول مدرسه بود، دیدم چند تا از دانش آموزا که بازوبند “انتظامات” بسته بودند، یکی یکی بچه ها رو می گرفتند و از صف پرت می کردند بیرون .
منم همینجوری هاج و واج نیگا می کردم که داستان چیه . تا بالاخره به من رسیدند و کشون کشون منو هم بردند اون جلو. حدود بیست – سی نفر بودیم که ما رو بردند بالای سکو. مدیر بداخلاق مدرسه هم از سر صف شروع کرد.
شلنگ رو می برد بالا و می زد تو سر و کله بچه ها. گریه کنان از بغل دستیم پرسیدم داستان چیه . برا چی می زنه .گفت : باید به یقه روپوشمون پارچه سفید می دوختیم . من که یادم رفته بود به مامانم بگم، تو چی؟
چرا پارچه سفید ندوخته ای ؟راستی چرا رنگ روپوشت زرشکیه ؟ مگه نمی دونستی که رنگ روپوش باید طوسی باشه. گفتم: سفید؟زرشکی؟طوسی؟

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۴ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.